کتاب سر زندگی pdf
زندگینامه خانم معصومه زمانیسرزنده
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب سرّ زندگی
زندگینامه خانم معصومه زمانی سرزنده مادر شهیدان ناصر و سعید روشن روان و همسر شهید علی اصغر روشن روان و خواهر شهید حسین زمانی.
بخشی از کتاب سرّ زندگی
تازه داشت دستگیرم می شد که چه وقتی را از دست دادم. هنوز جنگ نبود، من آرزوی شهادت داشتم. چقدر توی خلوت گریه کرده بودم. چقدر جیغ زده بودم که چرا فرصت جبهه رفتن فقط برای مردهاست؟
وصیت نامۀ آن شهید باز آتشم زد. «نمی خواهم مثل پیرزنها توی رختخواب بمیرم. »
چون ما نمی توانستیم برویم جبهه و شهید بشویم باید این طور خفت می کشیدیم؟ همیشه حسرتم همین بود. حالا امروز جلوی چشمم چهارصد نفر زن جبهه نرفته شهید شدند. آن هم کنار پل حجون مکه
که کلی روایت خوانده بودم اگر کسی آنجا بمیرد برایش چه ها و چه ها می شود.
مصاحبه کردن با مردم توی تلویزیون تازه باب شده بود. گاهی توی اتاقمان به شوخی مثلاً یک لیوان را می گرفتند جلوی دهان هم می گفتند: «خانم شما آرزوتون چیه؟ » از من که می پرسیدند حرفم فقط
این بود که توی مکه بمیرم.

