دانلود کتاب نگهبان سرزمین موعود
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب نگهبان سرزمین موعود
پشت این برگها، رازی پنهان است؟ فادیا، کبوتری آواره از بیت لحم، در جستجوی آرامش، به قلعهای اسرارآمیز میرسد؛ درخت زیتونی کهنسال، پر از پرندگانی با مأموریتهای مخفی. اما اینجا فقط یک پناهگاه نیست… جاییست برای پروازهای بزرگ، آرزوهای خاموش و زمزمههایی درباره منجیای که روزی از دل آسمان پدیدار خواهد شد.
آیا فادیا میتواند از دل ویرانیهای جنگ، دوباره آشیانهای بسازد؟ آیا «گروه روشنا» حقیقتا آمادهاند برای آن نبرد بزرگ؟ در جهانی که تاریکی میکوشد آخرین نشانههای امید را خاموش کند، یک درخت، یک گروه، و یک کبوتر… چراغ را روشن نگه میدارند. اما همه چیز به این سادگی نیست؛ میان شاخهها، نگاههایی هست که رازهایی بزرگتر از پرواز در دل دارند… و دشمن بیصدا نزدیک میشود. کتاب نگهبان سرزمین موعود، قصهایست برای آنانی که هنوز باور دارند هر پرنده کوچکی، میتواند پیامآور صبحی بزرگ باشد.
گزیده کتاب نگهبان سرزمین موعود
خورشید تازه طلوع کرده بود و آهسته آهسته خودش را از میان تکه ابرها بیرون میکشید. فادیا به دوروبرش نگاه کرد. چند کبوتر هم قد و قوارۀ خودش، هم ردیف با او روی شاخه نشسته بودند و چشمهایشان به اطراف میچرخید. روکو هم انتهای شاخه، با فاصله از کبوترها نشسته بود. یکی از کبوترها با نوک بالش به آسمان اشاره کرد و گفت: «فکر کنم او مربی ماست. دارد این طرفی میآید.»
همۀ نگاهها سمت آسمان چرخید. کبوتر میانسالی با پرهای زغالی رنگ به طرف آنها پرواز میکرد. کبوتر زغالی روی شاخۀ بالایی فرود آمد و بالهایش را بست. روی هر بالش، دو خط خاکستری و چند خال سفید داشت. کبوتر زغالی نگاهش را در میان کبوترها چرخاند و گفت: «من زعیم هستم! مربی دستۀ پیک بالان!» همه سر تکان دادند.
فادیا به زعیم زل زد. نگاهش خیلی جدی به نظر میرسید؛ اما لبخند مهربانی روی نوک خاکستریاش نشسته بود. زعیم بالهایش را از پشت در هم گره کرد. بعد شروع کرد به راه رفتن روی شاخه. موقع راه رفتن، یک پایش میلنگید. فادیا به پاهای زعیم نگاه کرد، جراحتی قدیمی روی پای چپش بود...
خرید و دانلود کتاب نگهبان سرزمین موعود
شما میتوانید نسخه الکترونیک کتاب «نگهبان سرزمین موعود» را در قالب epub از نرمافزار و سایت فراکتاب تهیه و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه نمایید.
