0.0از 0

کتاب تا آسمان هفتم

شروع قیمت از:
%15
۱۵۰٬۰۰۰
۱۲۷٬۵۰۰
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
20٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
چاپی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب تا آسمان هفتم

داستانِ تا آسمان هفتم در بحبوحه یک نبرد نفس‌گیر رخ می‌دهد. در اوج این نبرد نفس‌گیر، فرمانده‌ای از نیروهای اطلاعات عملیاتی به ماموریتی خطرناک و حیاتی اعزام می‌شود؛ شناسایی خطوط دشمن. با چشمانی تیزبین و ذهنی هوشیار، او باید از میان تاریکی و خطر عبور کند تا به حقیقتی دست یابد که سرنوشت نبرد را تغییر خواهد داد. اما همه چیز طبق نقشه پیش نمی‌رود. ارتباط با فرمانده قطع می‌شود و او در دل سرزمین دشمن ناپدید می‌شود.

در حالی که امیدها برای بازگشت او کمرنگ شده، سایه‌ای از شک و ناامیدی بر هم‌رزمانش سنگینی می‌کند. آیا او هنوز زنده است؟ چه رازی در دل دشمن نهفته است که او را بلعیده؟ این کتاب شما را به قلب تپنده جنگ و کشمکشی میان مرگ و بقا خواهد برد؛ جایی که هر تصمیم، سرنوشتی را رقم می‌زند.

گزیده کتاب تا آسمان هفتم

آسمان گرفته بود، رنگش به دودی می‌زد. همه زل زده بودند به ابرهای تیره و زیر لب دعا می‌خواندند. در دلشان غوغا بود و دعا می‌کردند که گمشده‌شان سالم برگردد. خبر در واحد پیچیده بود که علی‌اکبر و گروهش را اسیر کرده‌اند. آقای نظری ثابت، جانشینِ واحد اطلاعات عملیات لشکر ۱۷ علی بن ابی‌طالب (ع) قم بود.

هوای گرفته جنوب و آسمان تیره، خبر از بارانی سیل‌آسا می‌داد. بابا اصغر، آن‌طرف، کنار سنگر تدارکات، ساکت نشسته بود. اولین بار بود که حوصلهٔ هیچ‌کس را نداشت. بچه‌ها هم حوصله نداشتند سربه‌سرش بگذارند. واحد اطلاعات عملیات را غم گرفته بود. عباس و باقی بچه‌ها حلقه زده بودند دور بابا اصغر و هرکدام خبر را یک‌جور تحلیل می‌کردند.

  • حتماً شایعهٔ ستون پنجمه...

  • علی‌اکبر؟ شهید بشه؟ اسیر بشه؟

  • بعثی‌ها چطور گیرش انداختن؟

احمد رو کرد به محمود و گفت: «من که باورم نمی‌شه. عملیات محرم یادت نیست؟ دست خالی و بدون اسلحه با سرباز عراقی درگیر شد. سرباز نبود؛ اژدهای دو سر بود لامصب. توی اون بارون، چشم، چشم‌رو نمی‌دید. خیس آب بودیم؛ ما جلوتر رفته بودیم تا زودتر برسیم یه جا پناه بگیریم... محمود! تو بگو چی شد.»

محمود روی پاهایش جابه‌جا شد و دستی به لباسش کشید؛ انگار بخواهد سخنرانی مهمی انجام دهد. نفس‌ها در سینه حبس شده بود. بچه‌ها منتظر بودند تا محمود ادامهٔ ماجرا را تعریف کند. محمود که اشتیاق و هیجان را در چشم بچه‌ها می‌دید، دستش را جلوی دهانش برد. سرفه‌ای کرد تا صدایش صاف شود. بعد شمرده‌شمرده شروع به تعریف کرد: «این‌هایی که می‌گم رو خود علی‌اکبر برام تعریف کرد...»

خرید و دانلود کتاب تا آسمان هفتم

شما می‌توانید نسخه الکترونیک کتاب «تا آسمان هفتم» را در قالب epub از نرم‌افزار و سایت فراکتاب تهیه و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه نمایید.