کتاب یوسف هزار مسجد pdf
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب یوسف هزار مسجد
هزار مسجد نام رشته کوهی در شمال شرق ایران است که روستاهای متعددی را در بر گرفته است. داستان شهید یوسف پارسا از روستای سمندر در کوه های هزار مسجد است.
بخشی از کتاب یوسف هزار مسجد
اهالی سمندر آن روزی که پیکر یوسف را به روستا آوردند و مادرش با تن بیجان و خاک گرفتهاش روبهرو شد، به خوبی به خاطر دارند. به نظر یک روز عادی میرسید. آ نها در بیابان و سرِِ زمینهایشان مشغولِِ کار بودند و کار روستا، همیشه عادی است؛ قبل از طلوع خورشید، چاشت تا ظهر، از ظهر تا غروب، فقط کار است. مابینش پیالهای چای، کاسهای شیر گرم یا بشقابی ماست چکیده یا بندِِ انگشتی کره. کار روستا هر روز عادی است. در مسیر بازگشت، از دور میبینند در روستای آرام و خلوتشان غلغله شده است. اولین فکری که به ذهنشان میرسد، این است که برای نزدیکانشان اتفاقی افتاده! آ نها فکرش را هم نمیکردند که از جبهه خبری آمده است؛ اما اردیبهشت سال 1362 همانسالی بود که جنگ، چهرۀ خود را به روستای آرام سمندر هم نشان داد، آ نهم درست زمانی که روستا از بوی گل و علف تازه با اندک بارانی روی زمینهای گندم و جو و چغندر، هر نفسی را سرمست و سرزنده میکرد. همانروزها بود که یک پیکر خاکخورده را که چندین روز زیر آفتاب داغ و سوزان روی زمین، مانده و بیرنگ و رو شده بود، به خانهاش برگرداندند؛ یوسف، پسر بزرگ پارسا. این یوسفِ گمگشته به خانه بازگشت، اما همه برایش غم خوردند. چون مادرش او را نشناخت.

