0.0از 0

کتاب انجیرهای نقره ای pdf

۴۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب انجیرهای نقره‌ای

انجیرهای نقره‌ای، داستان آدم‌هایی است که شنیدن خوبی‌هایشان مثل انجیر شیرین است. آدم‌هایی که ما اسم بعضی از آن‌ها را شنیده‌ایم، مثلا شیخ عباس قمی برای همه ما آشناست. یا شیخ عبدالکریم، ولی کتاب پر از ماجراهای خواندنی است که هیچ جا نشنیده‌ایم. حالا توی این کتاب انگار کسی نشسته پهلویمان و از زندگی ساده و شیرین علمای قدیم می‌گوید. از کارهای ریز و درشتی که انجام می‌داده‌اند. از نشست و برخاست و خوبی‌هایشان به مردم کوچه و بازار. اغلب داستان‌ها از زبان یک آدم عادی و با زبانی شیرین به قلم آقای مجید ملامحمدی، پرداخته شده‌ است.

تصویرگری دلنشین آقای سیدرسول نبوی هم به انس بیشتر با کتاب کمک خوبی کرده است. انتشارات کتاب جمکران با این 14 داستان عالمانه و شیرین فصل تازه‌ای از زندگی نامه علما را به مخاطب هدیه کرده است. این داستان‌ها برای مخاطب نوجوان، پر از نکته و دوست داشتنی است و طولی نمی‌کشد که کتاب را تمام می‌کند و حتی شاید دوباره بخواند. هرچند برای مخاطب بزرگسال هم همنشین بسیار خوبی است. شک نکنید خستگی زندگی را از شانه‌تان می‌تکاند.

گزیده کتاب انجیرهای نقره‌ای

صبح زود بود و هوا گرگ‌ومیش که از روستایمان راه افتادم به‌طرف همدان. با موتور یک ساعت راه بود. بعد خودم را رساندم به خانه ملاعلی. او را یک دل سیر دیدم و حرف‌های دلم را برایش گفتم. ازآنجایی‌که ملاعلی تقوای زیادی داشت و مرد خدا بود، حرف‌های دل‌نشین و آرامش‌دهنده‌ای به من زد. سپس گفت: «اگر امشب مهمان ما هستی و می‌مانی، که خانۀ من خانۀ توست. اما اگر اهل خانه‌ات منتظر تو هستند، پس بهتر است زودتر برگردی؛ چون پیداست که هوا ابری می‌شود، بعد هم ممکن است ببارد. شهر ما را که دیده‌ای؛ اگر برف ببارد...»

درست بود که آسمان در قاب خود خورشید داشت، اما او راست می‌گفت؛ درستِ درست. در حرف‌هایش ذره‌ای اشتباه یا خطا نداشت. او را خوب می‌شناختم. با دیدنش یک دنیا امید می‌گرفتم. خیلی وقت‌ها از من می‌پرسید: «دستت تنگ نیست؟ وضع مالی‌ات بهتر شده؟» بعد پاکتی را توی جیبم می‌گذاشت. می‌دانستم که وضع مالی خودش هم مثل ما فقیر بیچاره‌هاست.

چون اهل‌و‌عیالم در خانه منتظرم بودند، سریع خداحافظی کردم. کسی هم نبود تا پیکی بفرستم که ممکن است نیایم. تلفن هم نبود. فقط بعضی از مردم، تک‌وتوک، آن هم توی خود همدان، در خانه‌شان تلفن داشتند. 

خرید و دانلود کتاب انجیرهای نقره‌ای

شما می‌توانید نسخه الکترونیک کتاب «انجیرهای نقره‌ای» را در قالب PDF از نرم‌افزار و سایت فراکتاب تهیه و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه نمایید.