0.0از 0

دانلود کتاب وحید دیوونه

رمان
دسته بندی
محبوبه زارع
نویسنده
۸۴٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب وحید دیوونه به همت انتشارات کتاب جمکران و با گره زدن سرنوشت آدم های مختلف بهم، به نوعی جهان کوچکی از دنیای ما را نشان مخاطبش می‌دهد. جهانی که هم آشناست هم نه و همین برگ برنده کتاب است.

معرفی کتاب وحید دیوونه

اگر فکر می‌کنید داستانی که فقط از یک شخصیت، یک خط داستانی و یک پایان پیش‌بینی‌شده تشکیل شده، دیگر نمی‌تواند شما را به چشم‌های گشوده بگذارد، «وحید دیوونه» به شما یک تکانهٔ متفاوت می‌دهد  نه با یک داستان، بلکه با یک آشکارسازی دنیای پشت پردهٔ آدم‌ها.

این کتاب نه یک رمان ساده، بلکه یک آزمایش انسانی است. جایی که هر شخصیت، یک سؤال است. وحید دیوونه، نه فقط یک نام، بلکه یک حالت ذهنی است  آن لحظه‌ای که دنیا به یک سری از اشتباهات، شوخی‌های بی‌پایان و سوالات بی‌پاسخ تبدیل می‌شود. او نه دیوونه، بلکه آن فردی است که دنیای ما را با چشمانی نابغه و بی‌پایان نگاه می‌کند  چشمانی که هر چیزی را که ما می‌بینیم، به یک معنای دیگر تبدیل می‌کند.

در این دنیای کوچک، «رسا» با لالی‌اش، یک فیزیک‌دان بی‌پایان و یک کارگر بی‌نام، به سراغ شما می‌آید و می‌گوید: «من نمی‌دانم چه کار می‌کنم، اما می‌دانم که دارم می‌کنم.» و «جانا»، دختری که اولین بار در ایران است، با حجابی که هنوز به درستی نشسته، دنیایی را به هم می‌ریزد  نه با شورش، بلکه با وجودِ خودش. او نه یک مخالف، بلکه یک تغییر است.

خانم محبوبه زارع، با دستی نرم اما قوی، این داستان را نه به عنوان یک روایت، بلکه به عنوان یک آینهٔ متحرک می‌سازد. جایی که هر جمله، یک سؤال است. هر شخصیت، یک صدای دیگر از خودِ ما. وحید دیوونه نه فقط حرف می‌زند، بلکه با شما حرف می‌زند  گویی از دیواری که فکر ما را می‌شکند، به ما سخن می‌گوید.

این کتاب نه فقط داستانی است که می‌خوانید، بلکه یک تجربهٔ فکری است. جایی که تعلیق‌ها نه برای جلوگیری از پایان، بلکه برای این است که شما ببینید: «آیا من هم مثل این‌ها هستم؟» یا «آیا دنیایی که می‌سازم، واقعاً دنیای من است؟»

«وحید دیوونه»، با گره‌زنی هوشمندانهٔ سرنوشت‌های متفاوت، به ما یک جهان نشان می‌دهد  جهانی که هم آشناست، هم ناآشنا، و همین تضاد، آن را به یک کتابِ نهایی تبدیل کرده است.  
کتابی که پس از خواندن، دیگر نمی‌توانید به همان شکلی که قبل از آن دیده بودید، دنیا را ببینید.

انتشارات کتاب جمکران، با این کتاب، نه فقط یک داستان منتشر کرده، بلکه یک پرسشِ بزرگ به دنیا داده است.  
و شما، خوانندهٔ آن، یکی از پاسخ‌دهندگان آن شدید.

خرید کتاب وحید دیوونه

نسخه چاپی این کتاب را با استفاده از سایت یا نرم افزارهای فراکتاب با تخفیف خریداری کنید.

کتاب وحید دیوونه

خلاصه کتاب وحید دیوونه

کتاب «وحید دیوونه» نوشته محبوبه زارع، نویسنده متولد ۱۳۵۸، جدیدترین رمان انتشارات کتاب جمکران برای نوجوانان است که در زمستان ۱۴۰۳ منتشر و در سی‌وششمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران (۱۴۰۴) عرضه شده است. با توجه به فضای داستان و شخصیت‌پردازی‌های کتاب، این رمان روایتگر زندگی نوجوانی به نام وحید و ارتباط او با راوی داستان است.

خلاصه داستان

۱. فضای داستان

داستان در فضایی شبانه و با حضور چند شخصیت اصلی شامل وحید، راوی (که احتمالاً نامش جانا یا فرد دیگری است)، حیدر علی و جبریگر روایت می‌شود. راوی داستان فردی است که با پروفسوری در خارج از کشور ارتباط ایمیلی دارد و مشغول تحقیقاتی درباره «درون آدمی، صلح و تأثیر انرژی» است.

۲. حادثه آغازین

در یکی از صحنه‌های کلیدی ابتدای کتاب، شیشه‌ای می‌شکند و صدای آن قطع می‌شود. وحید با اشاره به این اتفاق می‌گوید: «شیشه... شیشه صدایش را برید. دیگر صدا ندارد. مثل مرجان.» این جمله نشان می‌دهد که شخصیتی به نام مرجان نیز در داستان وجود داشته که ظاهراً صدایش را از دست داده یا خاموش شده است.

۳. وحید؛ شخصیتی متفاوت

وحید شخصیتی خاص و متفاوت دارد. او در نیمه‌شب به زیرزمین می‌آید در حالی که دلش پر از حرف‌های ناگفته است. راوی از احساسات و افکار درونی وحید بی‌خبر است و این رازها برای او ناگشوده باقی می‌مانند.

در صحنه‌ای دیگر، وحید با دست‌های لرزان (مثل دست‌های بچه سه ساله) و در نور مهتاب از خانه بیرون می‌زند. این رفتارها ممکن است دلیل نام‌گذاری کتاب با عنوان «وحید دیوونه» باشد؛ هرچند احتمال دارد این برچسب‌زنی از سوی اطرافیان، ناشی از عدم درک تفاوت‌های فردی او باشد.

۴. راوی و دنیای درونی او

راوی داستان نیز شخصیتی درون‌گرا و اهل تحقیق است. او درباره قضاوت‌های ذهنی مردم و تأثیر آنها بر دیگران تأمل می‌کند و در تحقیقات خود به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است که «انرژی حاصل از آن قضاوت‌ها در کدام نقطه خنثی یا به چه چیزی تبدیل می‌شود؟».

او به شخصیت دیگری به نام جانا اشاره می‌کند که بر نگاه‌ها تسلط یافته بود و دلیلش را بی‌توجهی او به قضاوت‌های دیگران می‌داند. این نگاه فلسفی به موضوع قضاوت و آزادی درون، یکی از لایه‌های عمیق داستان را تشکیل می‌دهد.

درون‌مایه‌های کتاب

یک. تفاوت‌های فردی و برچسب‌زنی اجتماعی

عنوان کتاب «وحید دیوونه» به‌خوبی نشان‌دهنده یکی از اصلی‌ترین درون‌مایه‌های آن است: برچسب‌زدن به کسانی که با اکثریت تفاوت دارند. احتمالاً داستان به نقد این نگاه می‌پردازد که چرا جامعه افرادی را که متفاوت می‌اندیشند یا رفتار می‌کنند، با برچسب‌هایی مانند «دیوونه» طرد می‌کند.

دو. قضاوت نکردن دیگران

راوی در تحقیقات خود به دنبال درک این موضوع است که انرژی حاصل از قضاوت‌های دیگران چه می‌شود و چگونه می‌توان از آنها رها شد. شخصیت جانا به عنوان نمونه‌ای از کسی معرفی می‌شود که توانسته بر قضاوت‌ها غلبه کند.

سه. درون‌گرایی و ارتباط با دیگران

وحید پر از حرف‌های ناگفته است، اما راوی از آنها بی‌خبر می‌ماند. این موضوع به چالش ارتباط میان انسان‌ها و ناتوانی ما در درک عمق وجود یکدیگر اشاره دارد.

چهار. آزادی درون

یکی از مفاهیمی که راوی در تحقیقات خود به آن پرداخته، «نظریه آزادی درون» است. این مفهوم به رهایی از قید قضاوت‌های دیگران و یافتن آرامش درونی اشاره دارد.

جمع‌بندی

کتاب «وحید دیوونه» رمانی اجتماعی و نوجوانانه است که به‌نظر می‌رسد با نگاهی عمیق و فلسفی به موضوعاتی مانند تفاوت‌های فردی، برچسب‌زنی اجتماعی، قضاوت دیگران و آزادی درون می‌پردازد. شخصیت وحید به عنوان نوجوانی متفاوت، احتمالاً مورد قضاوت اطرافیان قرار گرفته و راوی داستان در تلاش است تا با تحقیقات خود، به درک بهتری از این مفاهیم دست یابد.

در این کتاب با اثری چندلایه و تأمل‌برانگیز روبه‌رو هستیم که می‌تواند برای نوجوانان و حتی بزرگسالان جذاب و پرمعنا باشد.

مطالعه کتاب وحید دیوونه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب برای گروه‌های زیر مناسب است:

 نوجوانانی که به داستان‌های اجتماعی با شخصیت‌های متفاوت علاقه دارند
 کسانی که به دنبال درک عمیق‌تری از مفاهیمی مانند قضاوت، آزادی درون و تفاوت‌های فردی هستند
 مخاطبانی که از داستان‌های دارای لایه‌های فلسفی و روان‌شناختی لذت می‌برند
 علاقه‌مندان به آثار نشر جمکران در حوزه ادبیات نوجوان

برشی از متن کتاب وحید دیوونه

شیشه شکست ... صدا برید
این را وحید گفت.
وحید گفت و خیز برداشت طرف تنه درخت توت؛ وسط باغچه دستگاه منگنه درست روی جیر جیرک افتاده بود. باغچه را تازه آب داده بودم.
دستگاه میان دست‌های وحید سطحی از گل ولای داشت.
وحید آن را گرفت طرف من چشم هایش درشت شد و نمی از اشک از ته آن جوشید.
به جیر جیرک ماسیده بر گل ولای اشاره کرد شیشه... شیشه صدایش را برید. دیگر صدا ندارد. مثل مرجان صدا خاموش شد و چراغ های هر دو طبقه روشن جیغ جانا جای خالی جیر جیر را پر کرده بود.
یک چشمم به اتاق طبقه بالا بود و چشم دیگرم وحید را می پایید.
وحید بغض کرد؛ درست مثل بچه های سه ساله منگنه را مثل شیئی مقدس وسط جای قنوتش در دست گرفته بود. زیر نور مهتاب از خانه بیرون زد.

متن کتاب وحید دیوونه

متن کتاب وحید دیوونه