3.0از 5

دانلود کتاب خواب لیلی

۱۱۸٬۵۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب خواب لیلی

خواب لیلی روایتی است از قلب یکی از پرآشوب‌ترین دهه‌های تاریخ معاصر ایران؛ دهه‌ای که در آن تهران فقط پایتخت نبود، میدان بود. میدانی که در آن خانه‌های عودلاجان، عمارت‌های شمال شهر، کافه‌های بوذرجمهری، و ارتفاعات مه‌گرفتهٔ ماسال هرکدام نقشی بازی می‌کردند؛ نقشی خاموش، اما تعیین‌کننده.

در این جهان، هر شخصیت داستان حامل باری است بزرگ‌تر از خودش؛ مردانی که بین فرمان، وفاداری و خون گیر می‌کنند؛ زنانی که میان عشق، ترس و بقا مسیرشان را پیدا می‌کنند؛ و برادرانی که یک نام خانوادگی دارند، اما نه یک سرنوشت. قادر، بهمن، آبان و لیلی هر کدام نشانهٔ بخشی از یک نبرد پنهان‌اند: نبردی میان سرویس‌های امنیتی، شبکه‌های زیرزمینی، و جریانی که مرزهایش از تهران تا لبنان و عراق کشیده شده است. کوچه‌های تهران دهمه پنجاه کافه‌هایی پر از زمزمه‌های زیرزمینی، خانه های امن و عمارت هایی که در دل خود رازهای خونین پنهان کرده‌اند.

«خواب لیلی» روایتی است از سرنوشت نسلی که میان عشق و ایمان، آرزو و مرگ، ایستادند و مبارزه کردند. این کتاب شما را به قلب روزگاری می‌برد که جوانی، معنا و ارزش خود را در شور مبارزه می‌یافت و عشق در کوچه‌های تاریک و خونین تهران، به روشنایی فردایی آزاد گره می‌خورد.

در این کتاب، تاریخ نه در قالب اسناد خشک که در تپش قلب شخصیت‌ها روایت می‌شود. داستان لیلی اینجا پایان نمی‌یابد. سفر او و اسرار زندگی‌اش در جلد بعدی با عنوان «دختر باغ اناری» ادامه پیدا می‌کند.

گزیده کتاب خواب لیلی

ارباب جواهری با دست های لک دار و چروکیده اش؛ از پشت، یقه پیراهن لیلی را گرفته بود و روی سنگ ریزه های مقابل عمارت می کشید. لیلی تقلا نمی کرد. می ترسید دست وپازدن هایش استخوان های تُرد دست پیرمرد را بشکند یا به او آسیب برساند. برایش دلسوزی نمی کرد. نگران هم نبود. اما پس از مرگ پدرش؛ نوکر خانه زاد ارباب؛ عهده دار مراقبت از تیمسار جواهری شده بود. در عوض خرج تحصیلش را می گرفت.

این یک معامله دو سر سود بود. میان پیرمردی که کسی دل نمی داد به تیمارداری اش و دختری که سرپناه و عایدی برای گذران زندگی اش نداشت. هر چند لیلی دلیلی مهم تر از این هم برای ماندن در خانه باغ داشت. کمی مانده به صلاة ظهر؛ ارباب طبق معمول؛ خسته شد و دست از تنبیه لیلی برداشت. سر آخر؛ قبل از اینکه سیگاری آتش کند؛ نفسش به شماره افتاد. صورتش کبود شد. یقه پیراهن دختر را رها کرد و لیلی به پشت روی زمین افتاد و کمی به درازا کشید تا نفسش جا بیاید.

بعد از اینکه گِردیِ پیراهن که چسبیده بود بیخ گلویش آزاد شد و هم زمان نور خورشید مثل یک چادرشب پت وپهن شد روی جسم درهم شکسته رنجورش. ارباب به حالِ خودش؛ لنگ لنگان رفت سمت بیخ دیوار. دستش را تکیه داد به ستونی رنگ ورورفته و سرش را به سمت مقرنس های طاقی ورودی عمارت بالا گرفت. ناخوش احوال بود. لیلی این را فهمید. حتی با آنکه به پشت روی سنگ ریزه ها افتاده و نگاهش رو به آسمان بود. به روی خودش نیاورد. 

خرید و دانلود کتاب خواب لیلی

شما می‌توانید نسخه الکترونیک کتاب «خواب لیلی» را در قالب epub از نرم‌افزار و سایت فراکتاب تهیه و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه نمایید.