0.0از 0

دانلود کتاب رسیدن به روشنایی

روایتی از زندگی فرمانده شهید مدافع حرم سیدسجاد روشنایی

۵۴٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب رسیدن به روشنایی

رسیدن به روشنایی داستان زندگی مردی است که از همان اول هم پیشانی‌اش بلند بود. سیدسجاد روشنایی، از بچگی، اهل امام حسین (ع) بود، وسط خانه دم می‌گرفت و برای ارباب می‌خواند. آقا سیدسجاد آن‌قدر اهل زندگی و شور بود که کسی فکرش را نمی‌کرد یک روز نباشد. کتاب «رسیدن به روشنایی» از تولد این شهید مدافع حرم شروع می‌کند و ذره‌ذره جلو می‌آید.

آشنایی با سیدسجاد روشنایی، نه‌تنها برای بزرگسالان که برای نوجوانان هم جذاب است؛ چرا که شخصیت این شهید سرزنده پر از راه و رسم زندگی است. شهیدی که همیشه تا می‌دیده مادر بلند شده و چادر سر کرده، می‌دوید جلوی مادر و می‌گفته است هرکاری داری من می‌روم! شهیدی که وقتی صاحب دوقلو شد سه ماه مرخصی گرفت و فرشته‌ها را خودش تر و خشک کرد.

بعد از آن سه ماه انگار نه انگار که کارش در سپاه سخت بود و ماموریت می‌رفت، خیلی در کارهای خانه کمک می‌کرد و هرجا که بود، زندگی از سرو رویش می‌بارید. خیلی‌ها فکر می‌کنند شهدا اصلا راه و رسم پول درآوردن بلد نبودند و زندگی را سه طلاقه کرده بودند. اما در این کتاب حتی از کار دوم و درآمد شهید هم می‌خوانیم. وام گرفتن و تلاش برای رسیدن به نتیجه مطلوب چیزی است که سیدسجاد از آن نمی‌ترسد. سید سجاد روشنایی شاید بتواند یک جاده روشن رو به خدا برای ما باز کند. جاده دوبانده‌ای که روشن باشد و زندگیمان راتکان دهد.

گزیده کتاب رسیدن به روشنایی

آن سال سید سجاد، تازه قدم به شش‌سالگی گذاشته بود، دست در دست پدر، در میان جمعیت ایستاده بود. شوهرخاله‌اش هم از تهران آمده بود و کنارشان بود. شوهرخاله از دیدن این همه شور و حال، سرش گیج می‌رفت، اما سیدسجاد با چشم‌های درشت و کنجکاوش، همه‌چیز را می‌بلعید؛ حرکات دسته عزاداران، اشک‌های مردم، و از همه مهم‌تر، نوحه‌هایی که از حنجرهٔ نوحه‌خوان‌ها بیرون می‌آمد و تا آسمان می‌رفت. آن روز تا شب به دسته و عزاداری گذشت.

وقتی برگشتند خانه، شوهرخاله‌اش از خستگیِ راه و ازدحام جمعیت، رمقی برای‌ش نمانده بود. دلش می‌خواست در یک گوشهٔ دنج و خلوت دراز بکشد؛ اما سیدسجاد با شور و حالی که از بیرون با خود آورده بود، انگار جان تازه‌ای گرفته بود. چشم‌هایش از هیجان برق می‌زد، وسط اتاق رفته بود روی چهارپایه و صدایش را انداخته بود توی سرش، دست‌هایش را محکم به هوا بلند می‌کرد و می‌کوبید به سینه. با صدای کودکانه و تیز‌ش، بلند‌بلند نوحه می‌خواند و تنهایی دم می‌گرفت. با تمام وجود می‌خواند.

خرید و دانلود کتاب رسیدن به روشنایی

شما می‌توانید نسخه الکترونیک کتاب «رسیدن به روشنایی» را در قالب epub از نرم‌افزار و سایت فراکتاب تهیه و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه نمایید.