5.0از 5
مشاهده نمونه

کتاب روشنایی روز صوتی و pdf

۲۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
مشاهده نمونه
الکترونیکی
صوتی
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب صوتی روشنایی روز، شامل دو داستان کوتاه از یان فلمینگ، نویسنده انگلیسی و خالق داستان های مشهور «جیمز باند»، با عنوان های «روشنایی های روز» و «از یک نگاه تا یک قتل» است. هر دو داستان کتاب روشنایی روز (The Living Daylights)، راجع به ماموریت های مختلف «جیمز باند» در کشورهای فرانسه و آلمان و مبارزه او با تروریست ها و به خصوص روس هاست.

معرفی کتاب صوتی روشنایی روز

یان فلمینگ خالق مجموعه داستان‌های مشهور جمیز باند این بار در کتاب روشنایی روز دو داستان جذاب دیگر از ماجراهای جمیز باند را خلق می‌کند. در کتاب روشنایی روز جمیز باند به دو سفر به کشورهای آلمان و فرانسه می‌رود. در داستان اول که روشنایی روز نام دارد جمیز باند باهوش و خلاق به برلین می‌رود تا یک جاسوس انگلیسی را از دست یک تک‌تیر انداز روس نجات بدهد و در داستان دوم که از یک نگاه تا یک قتل نام دارد جمیز به فرانسه می‌رود تا معمای پیک موتور سوار را حل کند. اگر به داستان‌های معمایی، جاسوسی علاقمند هستید خواندن کتاب روشنایی روز را به شما توصیه می‌کنیم.

دانلود کتاب صوتی روشنایی روز

شما می‌توانید کتاب روشنایی روز را در قالب صوت از سایت یا اپلیکیشن فراکتاب دانلود و مطالعه نمایید.

خلاصه کتاب روشنایی روز

این کتاب شامل دو داستان است. در داستان اول «جیمزباند» خوش مشرب و آدم کش، به برلین اعزام می شود تا به فرار یکی از جاسوس های انگلیسی که در معرض کشته شدن به وسیله یک تک تیرانداز روس است، کمک کند. در داستان دوم یک پیک موتورسوار معمایی است که تنها «جیمز باند» از عهده حل آن برمی آید. یان فلمینگ (Ian Felming) نویسنده انگلیسی و خالق داستان های مشهور جیمزباند بود. یان فلمینگ در سال ۱۹۵۳ میلادی اولین کتاب از مجموعه جیمزباند را با عنوان کازینو رویال منتشر کرد. او یازده سال بعد درگذشت و در این فاصله مجموعاً ۱۴ کتاب از مجموعه جیمزباند نوشت.

در بخشی از کتاب روشنایی روز می خوانیم: هنگامی که حوالی ساعت دو و نیم بعدازظهر جیمز باند از در شیشه ای گذشت و در برابر فرد آن سوی میز که حواسش متوجه سمت دیگری بود و جیمز تنها می توانست نیمرخش را ببیند، قرار گرفت احساس ناراحتی کرد. هیچ خوشامدی در کار نبود. سر فرمانده ام در یقه برگردان شق و رقش فرورفته و گوشه لبش اندکی خم شده بود. او صندلی اش را به سمت باند چرخاند و فرصتی برای بررسی ظاهرش به باند داد؛ گره کراوات اش سفت بود و موهایش مرتب شانه شده و سرعت سخن گفتنش بسیار سریع بود. او کلمات را طوری ادا می کرد که انگاری می خواهد از شر آن ها خلاص شود و از باند هم می خواست که تا حد امکان سریع پاسخ بدهد.

فهرست کتاب

روشنایی‌های روز - بخش اول
روشنایی‌های روز - بخش دوم
از یک نگاه تا یک قتل - بخش اول
از یک نگاه تا یک قتل - بخش دوم

برشی از متن کتاب صوتی روشنایی روز

فردا صبح و شب نیز با اندک تفاوتی به همان شکل و روش دیروز سپری شد، با این تفاوت که باند وقت بیشتری را صرف تماشای دختر از پشت دوربین اسلحه کرده بود. در هر حال روز سوم از راه رسید. جیمز باند روز سوم را با برنامه‌ی فشرده‌ای از بازدید از موزه، گالری‌های هنری، باغ وحش و تماشای یک فیلم سپری کرد، اما در واقع باند هیچ یک از این‌ها را نمی‌دید، زیرا نیمی از حواسش متوجه آن دختر و نیم دیگر متوجه آن چهار پنجره‌ی تاریک و مرد نامرئی پشت پرده‌ها بود؛ همان مردی که باند می‌دانست امشب باید حتما او را بکشد.

به هنگام بازگشت در ساعت پنج عصر، باند مشاجره‌ای با سروان سندر داشت، زیرا باند می‌خواست قبل از رفتن به مخفیگاه نوشیدنی بنوشد و سروان مخالف این کار بود و در نهایت هم تهدید کرد که این تخلف باند را برای مرکز گزارش خواهد کرد.