دانلود کتاب بادام
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب بادام
کتاب بادام رمانی پرفروش و تحسینشده از سون وون-پیونگ، نویسنده، فیلمنامهنویس و کارگردان اهل کره جنوبی است. این کتاب اولین رمان اوست که ابتدا در سال ۲۰۱۶ در کره جنوبی منتشر شد و سپس در سال ۲۰۲۰ با ترجمه «سندی جوسون لی» به انگلیس راه یافت.
داستان از زبان یونجائه (Yunjae)، نوجوانی ۱۶ ساله روایت میشود که با یک اختلال مغزی نادر به نام «الکسیتایمیا» به دنیا آمده است. این وضعیت باعث میشود او نتواند احساساتی مانند ترس یا خشم را تجربه کند. به دلیل کوچک بودن بخشی از مغز که به شکل بادام است (آمیگدال)، او قادر به درک و ابراز احساسات نیست. یونجائه در خانهای بالای کتابفروشی دستدوم مادرش زندگی میکند. مادر و مادربزرگش با چسباندن یادداشتهای رنگی در سراسر خانه، به او یادآوری میکنند که کی لبخند بزند، کی تشکر کند و کی بخندد. او دوستی ندارد و زندگی امن و بیخطری را در کنار خانوادهاش سپری میکند.
اما همه چیز در شب کریسمس، که مصادف با تولد ۱۶ سالگی یونجائه است، تغییر میکند. یک حادثه خشونتآمیز و تصادفی، جهان امن او را در هم میکوبد و یونجائه را تنها و رها شده بر جای میگذارد. یونجائه در میان اندوه و انزوا، با گون (Gon)، نوجوانی پرخاشگر و دردسرساز در مدرسهاش آشنا میشود. این دو که هر یک به نوعی «هیولا» یا «غریبه» محسوب میشوند، دوستی بعید و عمیقی با یکدیگر شکل میدهند. این دوستیِ تازه، همراه با آشنایی با دختری در مدرسه، جرقهای درون یونجائه میزند و روند تغییر او را آغاز میکند. سرانجام، زمانی که زندگی گون به خطر میافتد، یونجائه فرصت مییابد تا از منطقه امن خود خارج شود و شاید به قهرمانی تبدیل شود که هرگز تصورش را نمیکرد..
گزیده کتاب بادام
نخستین حادثه وقتی ششساله بودم، اتفاق افتاد. نشانههای بیماری پیشتر هم وجود داشته؛ اما آن زمان بود که بالاخره خود را نمایان کردند. آن روز، احتمالاً مامان فراموش کرده بود که باید برای بردن من به کودکستان بیاید. بعدها به من گفت که پس از اینهمه سال به دیدن بابا رفته بود تا به او بگوید که بالاخره تصمیم به جدایی گرفته است، نه به این دلیل که با فرد جدیدی آشنا شده، بلکه چون میخواهد زندگیاش را دوباره بسازد. ظاهراً هنگام شستن مقبرۀ رنگورورفتۀ بابا، این حرفها را به او گفته بود. درحالیکه عشق او یک بار برای همیشه به پایان میرسید، من مهمان ناخواندۀ عشق جوانشان، بهطورکلی فراموش شده بودم.
پس از اینکه همۀ بچهها رفتند، بهتنهایی از کودکستان بیرون رفتم. همۀ آنچه من بهعنوان کودکی ششساله از خانهمان به یاد داشتم، این بود که روی یک پل قرار دارد. روی پل هوایی ایستادم و سرم را از نردهها آویزان کردم. ماشینهایی را میدیدم که از زیر پایم عبور میکردند.
خرید و دانلود کتاب بادام
شما میتوانید نسخه الکترونیک کتاب «بادام» را در قالب epub از نرمافزار و سایت فراکتاب تهیه نمایید.
