0.0از 0

کتاب صوتی طبقه هفتم غربی

۲۰۰٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
دریافت کتاب
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
صوتی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی و بررسی کتاب طبقه هفتم غربی

کتاب طبقه هفتم غربی نوشته جمشید خانیان، یک رمان فانتزی نوجوان است که داستان ورود پسری به برجی اسرارآمیز برای پرستاری از یک پیرمرد را روایت می‌کند. این اثر با نگاهی خلاقانه به مفاهیم تنهایی، پیری و مرگ می‌پردازد و به شکلی ماهرانه پیوند میان نسل نوجوان و سالمندان را تقویت می‌کند.

این اثر که موفق به دریافت جایزه ویژه شورای کتاب کودک شده است، مخاطب را به سفری در طبقات مختلف یک برج می‌برد که هر کدام رازی پنهان در دل دارند. کتاب طبقه هفتم غربی با فضاسازی خاص خود، بستری فراهم می‌کند تا نوجوانان با چالش‌های عمیق انسانی و گذار از مراحل مختلف زندگی به شکلی ملموس و در عین حال خیال‌انگیز مواجه شوند.

خلاصه داستان و محتوای کتاب طبقه هفتم غربی

داستان از جایی آغاز می‌شود که نوجوانی برای انجام وظیفه پرستاری، پا به محیطی غریب و ناشناخته می‌گذارد. برج مورد نظر، ساختاری غیرمعمول دارد و هر طبقه از آن، نمادی از یک تجربه یا راز سرپوشیده است. شخصیت اصلی در حین مراقبت از پیرمرد، با لایه‌های پنهان وجود او و همچنین دنیای درونی خودش آشنا می‌شود. این تعامل، فراتر از یک رابطه ساده پرستار و بیمار، به کشف حقایقی درباره هستی و ارتباطات انسانی می‌انجامد.

در طول روایت، نویسنده با بهره‌گیری از المان‌های فانتزی، مفاهیم انتزاعی مانند پیری و مرگ را به تصویر می‌کشد. این کتاب طبقه هفتم غربی به جای ارائه پندهای مستقیم، خواننده را در موقعیت‌های چالش‌برانگیز قرار می‌دهد تا خود به درک عمیق‌تری از جایگاه سالمندان در جامعه و اهمیت همدلی با آن‌ها دست یابد.

ارزش خواندن و ویژگی‌های برجسته کتاب طبقه هفتم غربی

این رمان با ترکیب هوشمندانه تخیل و واقعیت‌های اجتماعی، تجربه‌ای متفاوت برای مخاطب نوجوان رقم می‌زند. مطالعه این اثر نه تنها مهارت‌های همدلی را در نوجوانان تقویت می‌کند، بلکه نگاهی تازه به مفاهیم بنیادین زندگی و مرگ می‌بخشد.

گزیده کتاب طبقه هفتم غربی

نفس نفس زنان ایستاد و تکیه داد به نرده‌ی چوبی عرق راه افتاده بود روی پیشانی و پشت گوش‌هایش سرش را پایین انداخت و چشم‌هایش را بست. صدای مرغ ماهی‌خوار توی گوشش زنگ زد: «صد و چل تا!» و بعد عکس بینی او با همان دو سوراخی که مثل دهنه‌ی دو تا لوله بخاری کهنه گشاد و گرد به نظر می‌رسیدند روی پرده‌ی تاریک چشم‌هایش نقش بست.

چشم باز کرد و خیره شد به پایین نرده‌ی چوبی همین طور پیچ در پیچ رفته بود تا پایین وقتی صدای تق‌تق تیز پاشنه‌ی کفش‌هایی را شنید که از دو طرف راهرو نزدیک و نزدیک‌تر می‌شدند سر بلند کرد و نگاهی انداخت به راست. دید یکی از دو زن دیروزی با همان روسری گلدار و مانتوی سفید و زنبیل حصیری قشنگ می‌آمد به این طرف، به چپ که نگاه کرد آن یکی را دید. هر دو روبه‌روی در بسته‌ی آسانسور بی هیچ حرفی با ابروهای بالا پریده پشت به پشت هم ایستادند و منتظر ماندند.

نرده را گرفت و چرخی زد و پا گذاشت روی پله‌ی یکصد و بیست و یکم و شمرد: «صد و بیست و دو.» و ایستاد. هنوز پاهایش سنگین بود و خستگی مثل قلوه‌سنگ گیر کرده بود توی ماهیچه‌ی هر دو پایش. باید می‌رفت.

خرید و دانلود کتاب طبقه هفتم غربی

این اثر به‌صورت «صوتی» در دسترس است و می‌توانید آن را از طریق اپلیکیشن فراکتاب خریداری و دانلود کنید.