امتیاز
5 / 5.0
نصب فراکتاب
مطالعه در کتابخوان
رایگان

نظر دیگران

نظر شما چیست؟
کار در ایستگاه راه آهن تموم شد سر کارگر مزد همه کارگر ها را داد در این میون تاجایی که می تونست سعی می کرد پول کمتری به اونا بده . کارگرها دسته دسته به این طرف و آن طرف پراکنده شدند عده ای از اونها به طرف خونشون راه افتادن ، عده ای هم به مهمون خونه ای که سرراه قرار داشت رفتند . کارگرها بعد از اینکه چایشون خوردن کمی گپ زدن بعد کوله پشتی هاشون را روی کولشون انداختن در حالی که با میخالکو خداحافظی می کردند رفتند . ..
صفحات کتاب :
14

کتاب های مشابه پسر تنها