خواب باران

نظرات کاربران و نقد و بررسی خواب باران

ادبیات
دسته بندی
نشر قناری
ارائه دهنده
خرید و مطالعه
نمره کلی
5 /
3.6
5
صوتی
3.5
الکترونیکی
4.5
چاپی
0.0
نظر شما چیست؟
4 نظر
User avatar
شمیم

به نام خدایی که در تاریک‌ترین پیچ و خم‌هایِ مسیر، فانوسی را برای هدایتِ کسانی که ایمان را گم کرده‌اند، روشن نگاه می‌دارد... «خواب باران» روایت زندگی تلخ و تاریکِ هماست، دختری 23 ساله که پدرش در باتلاق اعتیاد غرق شده است و مادر بینوایش هم با رنج و فلاکت روزگار را سر می کند. دیری نمی‌پاید که هما هم گرفتار می شود، آنچنان که راه نجاتی جز مرگ در برابرش نمی بیند؛ اما دست تقدیر هما را به پشت در خانه ای می رساند که ساکنانش روح بزرگی دارند به اندازه ای که خداوند حکیم و مدبر مسئولیت سنگینی را بر روی دوششان می گذارد و این مسئولیت برگرداندن همای ناامید و افسرده به زندگی است، کاری بسیار دشوار که اراده ای آهنین می طلبد. دختر داستان ما چند ماهی در خانه ای پر مهر و صفا نزد عزیزخانم و پسرش حسام ماندگار می شود. اولش سخت بود، خیلی سخت. چرا که هما از زندگی نکبت باری که داشت به کلی دست کشیده بود و هیچ روزنه نوری در دالان های تاریک زندگیش پیدا نمی کرد؛ اما حرف های امیدبخش و سراسر تدبیرِ حسام و مهربانی های بی منت عزیزخانم کم کم او را به زندگی برگرداند طوری که تصمیم گرفت سفره دلش را پیش آنان باز کند و هر چه در دل پردردش پنهان کرده به زبان بیاورد. این داستان، شاید طوری نباشد که موردپسند همه واقع شود اما به نظر من ارزش یکبار خواندن را دارد به خصوص برای کسانی که روی خوش زندگی را ندیده اند و همیشه این سوال در ذهنشان می چرخد که چرا من؟! چرا زندگی من باید اینقدر سخت و پرمشقت باشد؟! پس خدا کی به داد من می رسد و مرا از این همه رنج نجات می‌دهد ؟!😔 همای داستان هم دل پرکینه ای داشت و با خدا قهر کرده بود، چرا که فکر می کرد خدا رهایش کرده و دوستش ندارد اما حسام با حرف هایی که بوی امید و توکل می‌داد کاری کرد که دوباره ایمان در قلب شکسته هما جوانه بزند🌱 چیزی که باعث میشد تاثیر حرف های حسام دوچندان شود مسیر پرتلاطم زندگی او بود، زندگی حسام سراسر دردِ از دست دادن افراد و چیزهایی بود که عمیقاً دوستشان داشت، ولی از او دریغ شده بود؛ هما وقتی فهمید یک نفر با وجود تمام مصیبت هایی که از سر گذرانده چگونه استوار ایستاده و خود را به خدا سپرده است حیرت می کرد از این همه صبر و توکل و همین جرقه ای شد در دلش تا دوباره برخیزد و از نو شروع کند. هدفی که نویسنده به دنبال اثباتش بود قابل ستایش است اما ای کاش نویسنده کمی بیشتر مراعات بعضی خوانندگان را می کرد، چرا که توضیحات اگر از حد بگذرد خسته کننده می شود حتی برای کسی مثل من که عاشق جزئیات است. نویسنده اگر به جای توصیفات بیش از حدی که از حیاط دلباز و سرسبز خانه عزیزخانم داشت کمی بیشتر به توصیف شخصیت ها می پرداخت بهتر بود؛ حداقلش این بود که خواننده بیشتر با شخصیت ها همدلی و همزاد پنداری می کرد. به هر حال بهتون پیشنهاد می کنم قبل از خرید این کتاب چند صفحه ای را مطالعه کنید، اگر با سیر داستان همراه شدید که بهتر وگرنه اگر دلتان داستانی جمع و جور می خواهد می توانید سراغ گزینه های دیگر بروید. اما از حق نگذریم این بیت شعر خیلی به دلم نشست: «باید خلیل بود و به یار اعتماد کرد گاهی بهشت در دل آتش میسر است»

۱۴۰۵/۶/۲۱
User avatar
98936****0016

کتاب خواب باران pdf رایگان رو هم دارید؟

۱۴۰۳/۲/۱۹
User avatar
98921****3764

خیلی قشنگ بود و سوزناک بود.

۱۴۰۲/۶/۱۵
User avatar
98912****5281

جالب بود هم داستانش هم گوینده جالب میگفت

۱۴۰۱/۱۰/۱۰