دوران کوران

نظرات کاربران و نقد و بررسی دوران کوران

خرید و مطالعه
نمره کلی
5 /
5.0
1
الکترونیکی
0.0
چاپی
0.0
نظر شما چیست؟
1 نظر
User avatar
شمیم

به نام خدای التیام بخش، که حضورش مرهم هر زخم آشکار و نهان است.... کتاب «دوران کوران»، دومین اثری بود که بعد از «ایهام» از آقای رایگانی مطالعه کردم و واقعاً داستان ملموس و شخصیت های جالبش من رو تحت تأثیر قرار داد💖 (به نظرم می‌شد از روی این کتاب یک سریال خوب در مورد کرونا ساخت؛ خوندن این کتاب برای من مثل دیدن یک سریال کوتاه ولی در عین حال تاثیرگذار و زیبا بود) خیلی دلم میخواست بلافاصله بعد از تموم کردن کتاب در موردش یادداشت بنویسم اما نشد، به خاطر همین امروز بالاخره تصمیم گرفتم بعد از یک هفته این کار رو انجام بدم. داستان در مورد *رزیدنتی جوان به اسم نرگس علوی ست که در بیمارستان حافظی مشغول به کار است. نرگس تصمیم می گیرد چند روزی به همراه خانواده برای زیارت به مشهد برود، اما پس از بازگشت، در فرودگاه با تماسی از دوست صمیمی اش «کیمیا» ، می‌فهمد باید هر چه سریعتر و بدون فوت وقت خودش را به بیمارستان برساند وگرنه عواقب بدی انتظارش را می کشد... * دانشجوی تخصص در رشته های پزشکی از نظر من این کتاب، با قلم شیوا و روان آقای رایگانی، به بهترین نحو دوران کرونا و مشکلات و حواشی که داشت و همینطور زندگی کادر درمان و مردم در اون دوره سخت و طاقت فرسا رو بیان کرده. با اینکه سال 98 و موقع ورود کرونا به کشور، 11 ساله بودم، اما درد و رنج نهفته در اون سال و سالهای پیش روش رو هنوز فراموش نکردم و واقعاً خدا رو شاکرم که بهمون کمک کرد تا همچین دوران سختی رو پشت سر بگذاریم 🤲🏻 خیلی دلم تنگ میشه برای شخصیت دوست داشتنی و ایده های جالب دکتر نرگس علوی... برای دوست مهربون و دلسوزش کیمیا که موندن و خدمت رو به رفتن ترجیح داد... برای حمایت و دلگرمی های زهرا... برای شوخ طبعی و عاشق پیشگی پنهان دکتر رازقی... برای دکتر اخوانی که زود قضاوتش کردم و آخر داستان حسن نیتش بهم ثابت شد... برای محسنی که وجودش آرامش نرگس بود و در کنار هم یک زوج پزشکی جذاب بودن... دلم میخواست برای یکبارم که شده تو راهروها و اتاق های بیمارستان حافظی قدم بزنم و از دیدن اورژانس رنگارنگی که گوشه و کنارش پتوس و حسن یوسف چیده شده لذت ببرم... امثال نرگس و دوستاش بین دکترای ما هنوزم هستن؛ افرادی که جونشون رو کف دستشون میذارن و با عشق در خط مقدم بیمارستان، به مردم خدمت می‌کنند. برای تمام پزشکان، پرستاران، کادر درمان و همه کسانی که در این زمینه به صورت داوطلبانه خدمت می کنند آرزوی سلامتی و موفقیت دارم🥰 در پایان می‌خوام بگم که این کتاب رو با اعماق وجودم دوست داشتم، با وجود تمام تلخی ها و شیرینی ها و غم و شادی هایی که در داستان نقش بسته بود، اما در قلب من «دوران کوران» به عنوان داستانی که یادآور «دوران کرونا» بود ارزش و جایگاه خاصی داره به خاطر خیلی چیزا که مهم ترینش، نمایش دادن ایثار و ازخودگذشتگی کادر درمان هست و عشقی که با نثارش تونستن دوران سخت بیماری رو برای بیماران راحت تر کنند؛ فرشتگان بدون بالی که رسالتشون زندگی بخشی و ترمیم زخم هاست، چه جسمی چه روحی. به قول خانم دکتر داستان:« مریضای ما نیاز به آرامش روحی داشتن، نیاز به شنیدن داشتن، نیاز به حرف زدن و و دیالوگ داشتن.نیاز به محیطی داشتن که سرد و بی روح نباشه! آدم های توش بی حوصله و خسته نباشن...!» هنوز خیلی حرف درمورد این کتاب دوست داشتنی دارم اما ترجیح میدم یادداشتم رو با این ذکر به پایان برسونم: «یا مَن بابُهُ مَفتوحٌ لِطّالبینَ» ای کسی که در رحمتش باز است به روی آن هایی که طالب رحمتش هستند✨ شکرت به خاطر هر چیزی که بهمون عطا کردی 🤲🏻❤️

۱۴۰۵/۶/۲۱