
عالی بود و جذاب♥️♥️
تو کتاب اومده که شهید رادمهر تشویقیها رو رد میکرد! گویا برای رسیدن به ستارههای آسمون، ستارههای روی دوشش سنگینی میکرد اینها قبل از شهید شدن شهید بودن کتاب، ساده و مختصر و روانه
خیلی کتاب قشنگیه:))))
بسیار عالی
واقعا کتابی هست که با خواندنش آدم به حال خودش دلش میسوزد که چنین افرادی کجاها بودند و من کجا هستم.بسیار کتاب زیبایی هست.از آن دسته کتاب هاست که وقتی شروع به خواندن کردم، دلم نمیخواست دست از خواندن بکشم.انشاالله که همه ما راه و اخلاق و منش این شهید بزرگ را در زندگی پیش بگیریم.
توکتاب شهید عزیز از زبان دوست شهید نوشته یکروز تو زمین روستا کارمیکردم؛اومدم حانه مهمان داشتیم ونتونستم ژود بخوابم؛نماز صبحم قضا شد؛بیدارشدم نماژم راخواندم و دوباره رفتم روستا یکی از رفقای مشترک من ومحمود اومد تماس گرفت؛گفت یه چیزی هست روی گفتنش رو ندارم گفتم راحت باش گفت محمود گفت به عبدالله بگو هیچ وقت نگذارد نماژ صبحش قضا شود ازکتاب شهید عزیز