کتاب آسایش
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
کتاب آسایش اثری نوشتهی «مت هیگ» مجموعه ای دلگرم کننده از نقل قولها و یادداشتهای شخصی نویسنده است. «مت هیگ» در «کتاب آسایش» به طیفی گوناگون از موضوعات مهم میپردازد. از جمله غذاها و کتابهای آرامش بخش، خاطرات در مورد انسانهای تأثیرگذار، درسهای مهم زندگی که در دوران های سخت آموخته میشوند، و زیستن در لحظه.
معرفی کتاب آسایش
کتاب آسایش اثری نوشته ی «مت هیگ» است که نخستین بار در سال 2021 انتشار یافت. این کتاب، مجموعه ای دلگرم کننده از نقل قول ها و یادداشت های شخصی نویسنده است. «مت هیگ» در «کتاب آسایش» به طیفی گوناگون از موضوعات مهم می پردازد—از جمله غذاها و کتاب های آرامش بخش، خاطرات در مورد انسان های تأثیرگذار، درس های مهم زندگی که در دوران های سخت آموخته می شوند، و زیستن در لحظه.
در برخی از بخش های عمیقا شخصی کتاب، نویسنده همچنین سفر خودش در مبارزه با افسردگی و افکار خودکشی را با مخاطبین سهیم می شود: این که او چگونه توانست امیدش را زنده نگه دارد و زندگی را روز به روز پیش ببرد. این کتاب به همه ی ما یادآوری می کند که صرف نظر از تمام رویدادها، زندگی ادامه می یابد.
خرید کتاب آسایش
نسخه چاپی این کتاب را از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب با تخفیف خریداری کنید.
.jpg)
خلاصه کتاب آسایش
کتاب «آسایش» اثری از مت هیگ، نویسنده و روزنامهنگار پرفروش انگلیسی است که با ترجمه مهشید شبانیان توسط نشر میلکان منتشر شده است. مت هیگ در سال ۱۹۷۵ در شهر شفیلد انگلستان به دنیا آمد و در ۲۴ سالگی با افسردگی شدیدی دستوپنجه نرم کرد؛ تجربهای که بعدها به الهام اصلی بسیاری از کتابهایش بدل شد. او که خود تا مرز خودکشی پیش رفت، پس از عبور از آن بحران در کتابهایش به سراغ موضوع سلامت روان رفته و معتقد است میتواند با نوشتن به بهبود آن کمک کند. از میان کتابهای مشهور او میتوان به «دلایلی برای زنده ماندن»، «کتابخانه نیمهشب» و «یادداشتهایی درباره یک سیاره مضطرب» اشاره کرد.
«آسایش» مجموعهای است دلگرمکننده از نقلقولها، یادداشتهای شخصی، استعارهها و داستانهای کوتاه که مت هیگ در سال ۲۰۲۱ منتشر کرد. این کتاب در مدت کوتاهی به چاپهای متعدد (حداقل تا چاپ دهم) رسیده و با استقبال گسترده مخاطبان روبهرو شده است.
ساختار و فرم کتاب
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد کتاب «آسایش»، ساختار آزاد و انعطافپذیر آن است. به گفته خود نویسنده، این یادداشتها نظم خاصی ندارند و مثل زندگی بینظم و بههمریختهاند. کتاب شامل چندین فصل کوتاه و تعدادی فصل بلند است و میتوان آن را به هر شکلی که خواننده تمایل دارد مطالعه کرد؛ از اول تا آخر، از آخر به اول، یا جستهوگریخته.
با وجود این بینظمی ظاهری، کتاب دارای یک مضمون ضمنی است: ارتباط. نویسنده بر این باور است که ما همهچیز هستیم و به همهچیز متصل میشویم؛ انسان به انسان، لحظه به لحظه، درد به لذت، یأس به امید.
ایده محوری کتاب آسایش
ایده اصلی کتاب این است که در دوران سختی، به نوعی آرامش و آسایش عمیق نیاز داریم؛ چیزی خالص و بنیادین، پشتوانهای محکم که بتوانیم به آن چنگ بزنیم. این آسایش چیزی است که از قبل در درون خود داریم، اما گاهی برای دیدن آن به اندکی کمک نیاز داریم.
مت هیگ در این کتاب از تو میخواهد نقابهایت را دور بیندازی و خود واقعیات باشی. داستانها و رهنمودهایش نور امید را در دل زنده نگه میدارد و مسیرهای دستیابی به زندگی پرمعناتر را روشن میکند.
مضامین کلیدی کتاب آسایش
یک. قدرت دیدگاه و نگرش
مت هیگ با استناد به سخن هملت در نمایشنامه شکسپیر که میگوید «هیچ چیز خوب یا بدی وجود ندارد، بلکه تفکر ما چنین چیزی را میسازد»، به بررسی نقش دیدگاه در زندگی میپردازد. رویدادهای خارجی در ذات خود خنثی هستند و تنها در لحظه ورود به ذهن ما ارزش مثبت یا منفی پیدا میکنند. این آگاهی که میتوان به روشهای مختلف به چیزها نگاه کرد، باعث آرامش خاطر و قدرت میشود؛ زیرا ما تحت سلطه جهانی نیستیم که نمیتوانیم کنترلش کنیم، بلکه تحت سلطه ذهنی هستیم که میتوانیم تغییرش دهیم.
دو. تغییر و امید
تغییر، ماهیت زندگی است و دلیل امیدواری نیز همین است. به دلیل انعطافپذیری عصبی، مغز ما بر اساس چیزهایی که تجربه میکنیم ساختار خود را تغییر میدهد. هیچیک از ما همان افرادی نیستیم که ده سال پیش بودیم. در سختترین لحظات، یادآوری این نکته که هیچچیز دوام نمیآورد، مفید است.
سه. ارزش خود و اصالت
مت هیگ در این کتاب بارها بر اهمیت اصالت و خودبودن تأکید میکند: «اگر قصد داری کسی غیر از خودت باشی، همیشه شکست خواهی خورد. خودت باش. مثل خودت نگاه کن، رفتار کن و فکر کن. خودت را در آغوش بگیر، تأییدش کن، گرامی بدار».
چهار. تنهایی و ارتباط
«علاج تنهایی حضور افراد بیشتر نیست، علاج تنهایی درک کسی است که هستیم.» این جمله کوتاه اما عمیق، نگاه تازهای به مفهوم تنهایی ارائه میدهد.
نظرات منتقدان کتاب آسایش
گاردین: «کتاب آسایش، مجموعهای است از گزینگویهها و داستانهای الهامبخش درباره دوامآوردن در برابر ناملایمات. این کتاب راهنمایی است برای زیستن و یافتن امید خصوصاً در این روزگار که همهچیز از هم گسیخته است.»
مجله اِل: «هر زمان که به حمایت و تقویت روحی، آرامش و همانطور که از عنوان این کتاب پیداست ـ آسایش ـ نیاز داشتید، سراغش بروید.»
نیل گیمن، نویسنده مشهور: «مت هیگ با همه شرایط زندگی بشر همدردی میکند، از سیاه گرفته تا سفید و برای به تصویر کشیدن داستانهای خود از همه رنگهای پالت زندگی بهره میبرد.»
جمعبندی
کتاب «آسایش» مجموعهای است از یادداشتهای کوتاه و بلند، نقلقولها و داستانهای الهامبخش که مت هیگ آن را برای لحظاتی که به آرامش نیاز داریم گردآوری کرده است. این کتاب نه یک رمان پیوسته، که یک جعبه ابزار معنوی است؛ میتوان در هر صفحه آن درنگی کرد و از آن برای التیام زخمهای روزمره استفاده کرد.
مت هیگ در این کتاب با صمیمیت و همدردی بینظیر، از تجربیات شخصی خود در مواجهه با افسردگی میگوید و به خواننده یادآوری میکند که در تاریکترین لحظات نیز میتوان نوری یافت. پیام نهایی کتاب این است که ما ضدآب هستیم؛ میتوانیم یاد بگیریم خیس باران شویم و همچنان شاد باشیم، بدون آنکه نیازی به توقف باران داشته باشیم.
.jpg)
.jpg)
جملات برگزیده کتاب آسایش
«نفرت نقطهٔ مقابل عشق نیست. بیتفاوتی نقطهٔ مقابل عشق است.»
«رنجی بزرگتر از تحمل داستانی ناگفته در درون خود نیست.»
«اینکه یاد بگیری خیس شوی و خوشحال باشی آسانتر از این است که یاد بگیری چطور بارش باران را متوقف کنی.»
«نه کلمهٔ خوبی است، تو را سالم و عاقل نگه میدارد. در عصر گرانباری و پر از فشار، نه در واقع بله است؛ بلهای است برای داشتن فضایی لازم برای زندگیکردن.»
«هیچچیز قویتر از امید کوچکی نیست که تسلیم نمیشود.»
«برای کسی که به آن تبدیل خواهی شد دوام بیاور.»
«برای دوستداشتن خود لازم نیست مدام خود را اصلاح کنی. عشق چیزی نیست که تنها وقتی به هدفی میرسی سزاوارش باشی.»
«خرابکردن زمان حال با نگرانی از آینده مانند این است که ارزشمندترین داراییات را بسوزانی آن هم فقط به این دلیل که ممکن است روزی داراییهایی را که هنوز از آن تو نیستند از دست بدهی.»
«وقتی کسی را ندارم چطور برای دیگران زنده بمانم؟ پاسخ این است که برای نسخههای دیگر خودت زنده بمان. بله نهتنها برای افرادی که ملاقات خواهی کرد، بلکه برای کسانی که در آینده خواهی بود زنده میمانی.»
«تو بیش از یک روز بد، هفته، ماه، سال یا حتی دههٔ بد هستی. تو آیندهای از ممکنهای متنوع هستی. تو خود دیگری در نقطهای از آینده هستی که با قدردانی به این گمشده و خود قبلی که دوام آورد نگاه میکند.»
مطالعه کتاب آسایش مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای گروههای زیر بسیار مناسب است:
همه دوستداران کتابهای روانشناسی و انگیزشی
افرادی که با اضطراب و تشویش دستوپنجه نرم میکنند
کسانی که به دنبال آرامش درونی و خودشناسی هستند
خوانندگانی که فرصت مطالعه مداوم ندارند و میخواهند کتاب را جستهوگریخته بخوانند
هر کس که در زندگی به دنبال امید و معنای عمیقتر است
برشی از متن کتاب آسایش
کلمات
در مقطع کارشناسی ارشد رشته ادبیات انگلیسی در دانشگاه دائماً احساس حماقت میکردم و دلیلش این بود که واحدی به نام نظریهی نقد برداشته بودم. این واحد شامل مطالعه ی بسیاری از آثار فلسفه ی پست مدرن و پساساختارگرایی فرانسوی بود که حتی وقتی به زبان انگلیسی ترجمه میشدند حاوی تعداد زیادی جمله ی به ظاهر عمداً مبهم بودند که مجبور میشدم حدود نیم ساعت به هر یک از آنها خیره شوم تا حداقل از آنها سر در بیاورم.
من بالاخص فقط همان قدری مطالعه کردم که بدانم همیشه بین دال و مدلول شکاف وجود دارد کلمهی سگ خود سگ نیست. کلمهی آب خود آب نیست. نقاشی از چپق خود چپق نیست. تصاویر تلویزیونی از جنگ خود جنگ نیستند. در مجموع این نظریه ها به عنوان روشهای پیچیده و مبهم برای بیان بدیهیات ناخوشایند مطرح شدهاند: ما همیشه به دنبال معنا و مفهومی هستیم که هرگز نمیتوانیم به آن دست پیدا کنیم. اما وقتی بیمار شدم آنها معنای وسیعتری به خود گرفتند.
احساس میکردم یک دال متحرک هستم نشانگر شخصی که هرگز نمیتوانستم باشم. بین چیزی که به نظر می رسیدم و احساسی که داشتم شکاف بود و تنها راه برای پرکردن این شکاف این بود که درباره ی آنچه در درونم میگذشت حرف بزنم و بنویسم و بله در مفهوم فلسفی کلمات دقیقاً آن چیزی نیستند که توصیفش میکنند، اما کاربردشان همین است. کلمات میتوانند به عوامل درونی موجودیتی خارجی ببخشند.
زمانی که سعی داریم اندیشه ای را در قالب کلمات بیان کنیم آن را وارد جهانی اشتراکی میکنیم ما این جهان اشتراکی را «زبان» مینامیم هنگامی که تجربیات ناپیدای شخصی خود را بر میداریم و آنها را به دیگران نشان میدهیم به دیگران و حتی خودمان کمک میکنیم تا بفهمیم چه چیزی را پشت سر میگذاریم آنچه با صدای بلند بیان می کنیم هیچ وقت نمیتواند آنچه را در درونمان میگذرد کامل و با جزئیات نشان دهد، اما نکتهاش تقریباً همین است.
کلمات تسخیر نمیکنند آزاد میکنند

