امتیاز
5 / 0.0
نصب فراکتاب
مطالعه در کتابخوان
1,500
نظر شما چیست؟
فارهه چی می خواست و چه نمی خواست،این میل بعضی مواقع به سراغش می آمد. وجود داشت.باید سعی می کردکه فراموش کند.حسی که بخواهد یا نخواهد در وجودش کاشته شده بود.در خود و با خود.پس باید سعی می کردکه از یادش نیرو نگیرد.برای همین به چشمان کدخدا نگاه نمی کرد.رو می گرفت.تا از این حس رها شود.حسی که گاه نیشش می زد.قلقلکش می داد.یادآوری می کرد که هنوز وجود دارد.با او است پس باید رو می گرفت.به چشمان کدخدا نگاه نمی کرد.
صفحات کتاب :
71

کتاب های مشابه فارهه