0.0از 0

کتاب صوتی برگشتی در کار نیست

۱۳۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
دریافت کتاب
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
صوتی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب برگشتی در کار نیست

بسیاری از سبک‌ها و جریان‌های ادبی و هنری تاریخ، از دل جنگ‌ها و پیامدهای روانی آن‌ها پدید آمده‌اند. گاهی جنگ موضوع اثر شده و گاهی زخم‌های پس از آن موجب شکل‌گیری مکتب‌های تازه شده‌اند. نمونه‌هایی همچون ایلیاد هومر از آثار جنگ‌محور هستند و از میان مکاتب پدید آمده پس از جنگ‌ها، می‌توان به تئاتر ابزورد اشاره کرد؛ جریانی که شخصیت‌پردازی و موقعیت‌های آن با حس پوچی، اضطراب و سردرگمی همراه است.

این جنگ‌ها بر چهره‌ی ادبیات جهان، به‌ویژه ادبیات اروپا و آمریکای شمالی، اثراتی عمیق بر جای گذاشتند. نمایشنامه‌نویسانی همچون ساموئل بکت و اوژن یونسکو، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، از جنگ تأثیر پذیرفته و آثاری خلق کردند که سرخوردگی و آشوب انسانی آن دوران را بازتاب می‌داد. این میراث بعدها به دست نویسندگانی چون اریک بردول رسید.

تعداد زیادی رمان، داستان کوتاه، شعر و نمایش‌نامه تحت تأثیر جنگ‌ها پدید آمدند؛ آثاری که برگشتی در کار نیست، نیز در میان آن‌ها قرار می‌گیرد. نمایشنامه‌ای خواندنی که نشانه‌های آشکار تأثیر جنگ و تبعات سنگین آن بر زندگی انسان‌ها را در تار و پود خود دارد. اریک بردول در برگشتی در کار نیست داستان خانواده‌ای را روایت می‌کند که تصور می‌کنند فرزندشان را برای همیشه از دست داده‌اند. اما در یکی از روزهای گرم تابستان، حضور غریبه‌ای که چهره‌ای آشنا دارد، زندگی آنان را دستخوش تحولی ناگهانی می‌کند.

نشر چشمه ترجمه‌ی هوشنگ حسامی را برای این نمایشنامه‌ی کوتاه و خواندنی در اختیار مخاطبان قرار داده و اکنون نسخه‌ی الکترونیکی آن نیز قابل دسترسی است.

خلاصه کتاب برگشتی در کار نیست

این نمایشنامه پنج شخصیت دارد و رخدادهای آن در سال 1933 جریان می‌یابد در این نمایشنامه خانواده‌ی فارستر سوگوار از دست دادن پسر بزرگشان در جنگ هستند. مادر خانواده هر سال در سالروز تولد او شمعی کنار قاب عکسش روشن می‌کند تا یاد او را زنده نگه دارد. آغاز نمایش با روشن شدن شمع یادبودی کنار قاب عکس «رادی»، پسر بزرگ‌تر خانواده است؛ پسری که اعضای خانواده باور دارند در جنگ جان خود را از دست داده است. مادر، مطابق عادتی دیرینه، هر سال در روز تولد رادی شمعی برای او روشن می‌کند. این‌گونه است که داستان، در میانه فاصله‌ی دو جنگ جهانی، شروع می‌شود.

در صحنه‌ی نخست، گفت‌وگوی میان «آن» و «فیلیپ» ـ مادر و پدر خانواده ـ را می‌خوانیم و پس از مدتی، «جودیت» و «جرالد» نیز وارد می‌شوند. «جودیت» و «جرالد»، دو فرزند دیگر خانواده، خاطرات زیادی از رادی ندارند؛ چرا که هنگام رفتن او از خانه، جودیت سه‌ساله و جرالد پنج‌ساله بوده است. در یکی از عصرهای تابستان، زمانی که از تمرین تنیس به خانه برمی‌گردند، در فضای خانه با مردی غریبه روبه‌رو می‌شوند؛ مردی نابینا که در اثر آسیب‌های جنگ حافظه‌ی خود را از دست داده و تا سال‌ها در آسایشگاه مخصوص مجروحان جنگی زندگی کرده است.

داستان در مسیری پیچیده و سرشار از کشمکش پیش می‌رود تا زمانی که در غروب یکی از روزهای تابستان، جودیت و جرالد با ورود مردی ناشناس روبه‌رو می‌شوند. غریبه‌ای که حافظه‌اش را از دست داده و نشانه‌های جراحت جنگ بر چهره و تنش آشکار است. جرالد تصمیم دارد هرچه سریع‌تر او را از خانه بیرون بفرستد، اما درست در همین لحظه، چیزی در ذهن جودیت جرقه می‌زند؛ نکته‌ای که روند نمایش را از این نقطه تا پایان دگرگون می‌کند. جودیت پس از گفت‌وگویی کوتاه با این مرد ناشناس، احساسی خوشایند نسبت به او پیدا می‌کند؛ به‌ویژه وقتی متوجه می‌شود شباهت‌هایی میان این غریبه و تصویر نوجوانی که قاب عکسش روی طاقچه قرار دارد، وجود دارد. آیا این مرد همان رادی، پسر گمشده‌ی خانواده است که اکنون پس از سال‌ها بازگشته؟

گزیده کتاب برگشتی در کار نیست

جرالد: [با تردید] به نظر من بیش‌تر یه‌جور تازه‌کردن یه زخم کهنه ست.

جودیت: اما، جری، ما احساسات مادر رو نمی‌تونیم درک کنیم. ما به نوعی نسل دوم به حساب می‌آییم. اون قبل از این‌که ما به دنیا بیاییم آدم بالغی بوده.

جرالد: آره، می‌دونم. اما فکر نمی‌کنی بی‌خودی داره خودش رو رنج می‌ده؟

جودیت: بعضی زن‌ها دوست دارند رنج ببینند. فکر می‌کنم این‌طوری احساس می‌کنه در چیزی سهیم شده. نیمی از مادر در گذشته زندگی می‌کنه. ما تنها حلقه‌ی واسطی هستیم که مادر رو به واقعیت بر می‌گردونه.

جرالد: مادر بی‌چاره. بدجوری صدمه خورد. اما ظاهراً داره به این رنج غلبه می‌کنه، نه؟ آروم‌تر شده. کاش می‌شد این شمع روشن‌کردن هرساله رو هم می‌گذاشت کنار...

جودیت: من فکر می‌کنم این براش یه‌جور دل‌خوشی هم داره. نمی‌تونه تحمل کنه که رادی فکر کنه فراموش شده.

جرالد: نه، فکر نمی‌کنم.

جودیت: فکر می‌کنم این محبت مادر رو می‌رسونه.

جرالد: [گستاخانه] خب، اگه یه جنگ دیگه بشه. احتمالاً یه شمع دیگه هم کنار این یکی روشن می‌شه، همین.

جودیت: [جاخورده] جرالد!

خرید و دانلود کتاب صوتی برگشتی در کار نیست

نشر چشمه نسخۀ چاپی کتاب برگشتی در کار نیست را روانۀ بازار کرده و استودیو ماهآوا نیز نسخۀ صوتی آن را منتشر کرده است. در حال حاضر امکان خرید و دانلود کتاب برگشتی در کار نیست، از طریق اپلیکیشن فراکتاب وجود دارد.