5.0از 5

کتاب فلسفه علم روانشناسی pdf

کتاب طلایی؛ مختصر ساده مفهومی

دانشگاهی
دسته بندی
نغمه وحیدی
گرداورنده
زینب اصالتی
گرداورنده
لیلا سبحانی
ویراستار
۳۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب فلسفه علم روانشناسی

کتاب فلسفه علم روانشناسی (نسل سوم)، نوشته زینب اصالتی و نغمه وحیدی یکی از کتاب های تخصصی انتشارات مولفین طلایی برای دانشجویان و پژوهشگران روان شناسی است.

این کتاب که متشکل از چهار فصل است. در پیشگفتار خود به تبیین ضرورت علم، روانشناسی در ایران و نگاهی به کتاب فلسفه روانشناسی الیف بونژه و آردیلا می پردازد.

در فصل اول کتاب هدف از علم روانشناسی مورد بررسی قرار می گیرد. تاثیر فلسفه بر روانشناسی و پیش فرض های فلسفی تحقیقات علمی از مطالبی است که در این فصل مطرح شده است.

در فصل دوم موضوع روانشناسی شامل مباحث: تعریف روانشناسی، از هم پاشیدگی روانشناسی و اهداف این علم بررسی می شود.

در فصل سوم رویکردهای مختلف به علم روانشناسی و در فصل آخر گفتار پایانی مبحث این کتاب را تشکیل می دهد.

هر فصل با آزمون مطالب همان فصل همراه است.

گزیده کتاب فلسفه علم روانشناسی

فلسفه علم؛ تبیین و ضرورت
  • طرح مباحث علوم انسانی باید با تکیه بر پشتوانه فلسفی متقن و بر پایه های عقلی مستدل صورت گیرد.
  • «بی پایگی»، «ابهام» و «بیهودگی»، سرانجامِ آن دسته از مباحث علوم انسانی است که فاقد زیربنای فلسفی قابل اعتماد هستند.
  • رشته های علوم انسانی بیانگر ویژگیهای انسان اند و هریک از این رشته ها، انسان را از دریچه های خاص خود مورد مطالعه قرار می دهند.
  • وجود مبانی فلسفی روشن در علوم انسانی، اولین دریچه روشن به روی علومی متقن و اولین گام محکم به سوی دانشی قابل قبول است.
  • یکی از مظاهر روشن حضور تفکر اسلامی در بررسی های علوم از دیدگاه اسلام، تببین مسائل براساس تفکرات فلسفی اسلامی و دخالت زیربناهای فکری، وحیانی، قرآنی و فلسفی اسلامی در این قلمرو است.
  • تعریف دقیق از انسان به منزله رکن رکین علوم انسانی می باشد.
  • موضوع اصلی علوم انسانی، «انسان» می باشد.
  • در چهارچوب رویکرد اسلامی، تا زمانی که انسان از یک سو به عنوان موجودی مخلوق «مِن ْنُطْفَة ٍأَمْشَاجٍ »، وضعیفی در خسران «لَفِی خُسْرٍ» شناخته نشود و از سوی دیگر موجودی با فطرتی خدایی که «فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»و لایق خلافت الهی که «إِنِّی جاعِل ٌ فِی الْارْض ِخَلیفَةً» معرفی نگردد و تا زمانی که بُعد ارادی در مسیر «إِمَّا شَاکراً و َ إِمَّاَ کفُوراً» رخ ننماید و تا زمانی که سیر وجودی او وابستگی «یا ایُّهَا النَّاس ُ أَنْتُم ُ الْفُقَرَاء ُ إِلَی الله » تا اوج والای «عَبْدی أَطِعْنِی أَجْعَلَکَ مثلی»تبیین نشود نمی توان به ژرفای وجودی او دست یافت و براساس آن برایش نسخه ای روانشناسی ارائه داد.