خرید کتاب مار و پله

داستان زندگی مدینه؛ ادمین کانال داعش در ایران

کتاب دیجیتال مار و پله

حجم دانلود: 5.3 مگا بایت
توضیحات درباره کتاب

معرفی کتاب مار و پله

کتاب مار و پله نوشته فائقه میرصمدی داستان زندگی مدینه؛ ادمین کانال داعش در ایران را روایت می کند. فائقه میرصمدی ابتدا در آبان ماه سال ۹۶ دیداری با مدینه داشته و پس از این که مامورین امنیتی قدری درباره این زن و فرزندانش و محل زندگی و وضع اجتماعی او برایش گفته اند، نسبت به زندگی او مشتاق تر شده است بنابراین تصمیم گرفته داستان زندگی این زن را بنویسد. مدینه در این کتاب درباره همه زوایای زندگی اش حرف زده است. 

گزیده کتاب مار و پله

۲ ماه از آزادی من می گذرد، امروز جلسه هفتگی دارم با سیمین. بارها به او گفته ام از بازجوی خودم وقت ملاقات بگیر و او هر بار بهانه ای می آورد و می گوید: مدینه رابط تو، منم. شغل ما اقتضائاتی داره که نمی تونم برات توضیح بدم. هر بار گفتی، منم گفتم به خودم بگو، مطمئن باش که منتقل می کنم.

 قول بده همه چیزو بگی. باشه. سیمین من می خوام برگردم افغانستان. برای چی؟ نمی تونم اینجا بمونم. می دونم سخته، ولی دوران سختش رو گذروندی، از این به بعد درگیری هات کمتر می شه. سیمین به آقای حیدری بگو کارش دارم. باشه. اگه موافقت کرد، بهت خبر می دم. 

خیلی ممنون. جزاک الله خیرا. آمین و ایاک. احسنت سیمین خانوم. نمی دونستم تکیه کلام های مارو بلدی. دیگه چه خبر؟ مدینه بگو از بابات چه خبر؟ از وقتی برگشته اوضاعت بهتر نشده؟ آستین لباسم را بالا می زنم و دستم را نشان می دهم که از کبودی به سیاهی می زند. سیمین مات و مبهوت من را نگاه می کند. زبانش بند آمده. چی بگم سیمین؟ تمام تنم همین جوریه. روزی که بابا برگشت، تا حد مرگ منو زد. بهش حق می دم.

 مادر ساده من مثلا اومد منو از زیر کتک باباجی نجات بده که گفت: " نزن! این طفلکی حمل داره!" بابا عصبانی تر شد و به قدری منو زد که نفسم بند اومد. نصف شب منو از خونه بیرون کرد، نشستم در خونه، جایی رو نداشتم که برم. بعد یک ساعت گلشن اومد تو کوچه که آشغال ها رو بگذاره، منو دید. گلشن کیه؟ دوست مامانم، همسایه مون.

گلشن هم می ترسید منو ببره تو خونه. تو حیاط یه تخت چوبی کوچیک دارند، بالش و پتو داد که همون جا بخوابم و گفت: " خدا کنه امان خان امشب بیدار نشه و توالت نره. حواست باشه اگه اومد، برو زیر تخت قایم شو." بنده خدا خیلی معذرت خواهی کرد که تو سرمای حیاط می خوابم. 

می گفت: " وقتی که رفتی افغانستان، آشناها و فامیل پشت سرت نفرین می کردند، وقتی برگشتی، همه با تنفر بهت نگاه می کردند، اما از وقتی مامورهای اطلاعات تو رو گرفتند، همه ازت می ترسند." سیمین!

مشخصات کتاب
صفحات کتاب :
404
کنگره :
‫‭PIR8361
دیویی :
8فا3/62
کتابشناسی ملی :
5896413
شابک :
978-622-6609-63-0
سال نشر :
1398
نظرات درباره کتاب مار و پله
98910****5324

گویندگی وقصه گویی بینظیر راوی تورامحوداستان میکند✓پیشنهادمیکنم

1401-5-8 16:10:08

پاسخ
98919****8019

چه زیــــــبا

1401-9-2 15:36:01

98903****0804

خوشمان آمد

1401-5-3 02:10:32

پاسخ
مهدی ابراهیمی

این کتاب و یکبار قبلا خونده بودم، قصه خیلی جذابی داره. اما این دفه بعد از اینکه نمونه صوتی رو شنیدم. فقط و فقط به خاطر خوانش عالی، اجرای حرفه ای و کم نظیری که داره، نسخه صوتی ش رو دارم گوش میدم.... با تشکر از گروه فرهنگی هنری یم و خانم فاطمه سلیمانی گوینده خوب این کتاب. امیدارم کتاب های بیشتری رو از ایشون بشنویم.

1401-3-13 12:43:54

پاسخ
علی علیزاده

خیلی خوب بود، هم گوینده و هم داستان مدینه. چقدر این دختر یاغی و سرکش بود. 

1401-2-7 21:46:14

پاسخ
jahad100z

بهترینه...از خودنش سیر نمیشم

1400-12-19 01:05:35

پاسخ
98910****2483

عجب کتابی بود واقعا کامل و حجت هست برای کسانی که هنوز فکرشون با داعش هست چقدر برای مدینه و بچه هاش دلم سوخت و نگرانم یعنی الان زنده ست یعنی الان خونه جدا گرفته یا هنوز خونه پدرش هست مدام دارم بهش فکر میکنم تحت فشار زندگی سخت بودن مثل مرگ هست امیدوارم خدا راه نجاتی براش بگذارد براش دعا میکنم

1400-12-17 09:12:08

پاسخ
jahad100z

شاهکاریه برای خودش

1400-2-17 20:51:42

پاسخ