0.0از 0

کتاب سعی هشتم (الکترونیک و چاپی)

داستان زندگی حضرت هاجر (ع)

۴۰٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
چاپی
الکترونیکی
صوتی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب سعی هشتم

کتاب سعی هشتم اثری است درباره زندگی داستانی همسر حضرت ابراهیم علیهالسلام، جناب هاجر سلام‌الله‌علیها. این کتاب به قلم سیدمحسن امامیان نگاشته شده و نسخه صوتی آن با گویندگی زینب موحدی تولید شده است. این اثر به زندگی بانوی بزرگواری می‌پردازد که بهعنوان الگویی برای زنان و مردان مؤمن، صبور و پرهیزکار شناخته می‌شود؛ حضرت هاجر (س) همان بانویی که همسر حضرت ابراهیم (ع) و مادر حضرت اسماعیل (ع) است.

سعی هشتم روایتگر ایمان والای بانویی است که شناخت درجات و مراحل این ایمان، نیازمند انس عمیق با سیره و سبک زندگی اوست؛ بانویی که به ظاهر کنیزی مطرود بود، اما چنان خالصانه در راه توحید گام برداشت که قدمگاهش معبر انبیا و اولیا گشت

خلاصه کتاب سعی هشتم

کتاب سعی هشتم داستان زندگی حضرت هاجر (س) را روایت می‌کند؛ بانویی که ایمانش زمینه‌ساز پرورش فرزندی شد که به‌عنوان ذبیح‌الله شناخته می‌شود. این اثر به تصویر کشیدن صحنه‌ای از ایمان ناب است؛ جایی که یک زن به همراه کودک خردسالش به تنهایی وارد سرزمین بی‌آب و گیاه می‌شود، بدون اینکه در برابر امر و اراده خدای متعال بهان‌های بگیرد و عذری بیاورد.

داستان زندگی این بانوی گرانقدر نشان می‌دهد که هرچند رسیدن به درجات والای قدسی و تقرب به پروردگار هستی از ما انسانهای معمولی دور به نظر می‌رسد، اما هستند افرادی که خواستند و توانستند. حضرت هاجر (س) یکی از همین انسانهاست. این کتاب همچنین به این حقیقت اشاره دارد که پیغمبر اسلام (ص) از نسل این بانوی بزرگوار است و سعی هشتم، روایتی است از مسیر پرفرازونشیب زندگی زنی که نامش در تاریخ توحید جاودانه شد.

گزیده کتاب سعی هشتم

هاجر که می رسد، طبل‌ها خاموش می‌شوند. معبری میان جمع باز می‌شود.  رافع و بعد از او مزلم و قسام به پا می‌ایستند. مزلم  پیش می‌رود و مقابل هاجر تعظیم می‌کند. به تبع او طایفه مزلم نیز تعظیم می‌کنند.  زنان طایفه قسام  کل می‌کشند و زنان طایفه رافع پیش می‌آیند و هاجر را تا خیمه رافع که بزرگ و جرهم است. همراهی می‌کنند.

هاجر در توان، محبت‌های جمع را پاسخ می‌دهد و همراه ریحانه تا نزدیکی تخت می‌رود. سامیه پیش می‌آید و با چشم غره‌ای ریحانه را مرخص می‌کند، دست هاجر را می‌گیرد و با افاده کنار او می‌نشیند. هاجر دست سامیه را می‌گیرد و می‌پرسد:

-شوهرت را نمی‌بینم!؟

-رفته است خانه هوویم کعبه! قرار شبانه دارد.

-کعبه امانت ابراهیم است برای اسماعیل . کسی جرات ندارد هووی تو باشد.

خرید و دانلود کتاب سعی هشتم

 شما می‌توانید نسخه  چاپی، الکترونیک و صوتی کتاب سعی هشتم را از نرم‌افزار یا سایت فراکتاب دریافت کنید.