3.0از 3

کتاب تصمیم گرفتم خودم باشم

موجود کن
چاپی
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب تصمیم گرفتم خودم باشم برای آدم های معمولی نوشته شده است که حسرت چیزی را که نیستند نخورند و توصیه می کند اگر نمی خواهید انسانیت خود را در این دنیای بی رحم از دست بدهید، باید به خودتان بیشتر توجه کنید و قاطعانه مقابل بی عدالتی، توهین و اضطراب بایستید.
سبک کتاب شبیه دفترچه‌ای برای آرامش درون است؛ می‌توان هر فصل را جداگانه مطالعه کرد و ساعت ها در موردش عمیق فکر کرد.

معرفی کتاب تصمیم گرفتم خودم باشم

کتاب «تصمیم گرفتم خودم باشم» اثر پرفروش کیم سوهیون، نویسنده و تصویرگر اهل سئول کره جنوبی است. این کتاب که بیش از دو میلیون نسخه در کره جنوبی فروش داشته و به بیش از دوازده زبان ترجمه شده، راهنمایی مصور برای توقف مقایسه خود با دیگران و یادگیری عشق به خود است.

کیم سوهیون در دانشگاه طراحی خوانده و خود را «متفکر اما نه خیلی جدی، سبک‌روح اما نه سطحی» توصیف می‌کند. او با ترکیب تجربیات شخصی، پژوهش‌های روانشناختی و تصاویر جذاب دست‌ساخته خود، اثری خلق کرده که بسیاری از خوانندگان آن را «در آغوش گرفتن در روزهای خستگی» توصیف کرده‌اند.

نکته جالب توجه اینکه این کتاب در میان طرفداران BTS نیز محبوبیت دارد و جونگ‌کوک، عضو این گروه، در برنامه تلویزیونی Bon Voyage در حال خواندن آن دیده شده است.

خرید کتاب تصمیم گرفتم خودم باشم

نسخه چاپی این کتاب را با تخفیف از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب خریداری کنید.

خلاصه کتاب تصمیم گرفتم خودم باشم

"تو راهت رو گم کردی، نه به خاطر اینکه حسرت زندگی دیگران رو می خوری، چون داشته هات رو فراموش کردی." این بخشی از متن کتاب تصمیم گرفتم خودم باشم، بود. تا به حال زیاد شنیده ایم که کتاب دوست بسیار خوبی است. بله درسته؛ کتاب تصمیم گرفتم خودم باشم یکی از همون کتاب هاست. این کتاب مانند یک رفیق و دوست خوب، به ما کمک می کند تا در لحظه‌هایی که زیر فشارِ مقایسه، توقع دیگران یا بلاتکلیفی هستیم، دوباره با آرامش به خودِ واقعی‌مان برگردیم.
این کتاب، هم به دلایلی که احساس بی ارزش بودن می کردم می پردازد و هم به جوابم به همه ی آن چیزهایی که باعث شد احساس بی ارزش بودن کنم.
به عنوان کسی که در این دنیای سرد و بی احساس خودش را بیهوده سرزنش کرده است، می خواهم به شما که مثل من هستید بگویم که هیچ اشتباهی از ما سر نزده است.
پس اشکال ندارد که با اعتماد به نفس، همان طور که هستیم، زندگی کنیم. این جملات متعلق به  نویسنده، کیم سوهیون است که کاملاً حسِ همدردی و پذیرش را منتقل می‌کند.
کتاب تصمیم گرفتم خودم باشم دعوتی است به پذیرشِ خویشتن و رهایی از مقایسه با دیگران. همانطور که نویسنده اشاره می‌کند: «بزرگ‌ترین آزادی زمانی آغاز می‌شود که دست از برنده شدن در زندگی دیگران برداریم و شروع کنیم به زندگی کردن در مسیر خودمان.»

نویسنده، کیم سوهیون از زبان ساده، جملات کوتاه و نثری گیرا استفاده می‌کند؛ طوری که کتاب هم به اثری دلنشین برای آرامش تبدیل کرده و هم راهنمایی کاربردی برای خودشناسی ارائه می‌دهد.

ساختار و فرم کتاب

کتاب در شش بخش («چک‌لیست») اصلی سازماندهی شده است :

 چک‌لیست زندگی‌ای که به خود احترام می‌گذارد
 چک‌لیست زندگی به عنوان خودت
 چک‌لیست شکست نخوردن توسط اضطراب
 چک‌لیست زندگی با دیگران
 چک‌لیست دنیایی بهتر
 چک‌لیست زندگی خوب و معنادار

هر بخش شامل جملات کوتاه، توصیه‌های عملی و تصاویر ساده اما گویا است که مفاهیم را در ذهن خواننده ماندگار می‌کند. منتقدان معتقدند این تصاویر به عنوان «لنگرهایی برای یادآوری محتوا» عمل می‌کنند و تجربه خواندن را منحصربه‌فرد می‌سازند.

خلاصه محتوای کتاب

۱. ایده مرکزی: توقف مقایسه، شروع زندگی برای خود

کتاب با این پرسش بنیادین آغاز می‌شود: آیا زندگی می‌کنم تا خودم را خوشحال کنم، یا فقط دارم دیگران را خوشحال می‌کنم؟. کیم سوهیون معتقد است که در دنیایی که قضاوت بر اساس استانداردهای غیرواقعی شبکه‌های اجتماعی آسان است، تنها انتظاری که باید برآورده شود، انتظارات خودمان است.

او می‌نویسد: «حتی اگر دنیا وجود مرا ارزشمند نداند، من به خودم احترام می‌گذارم، و این برای زندگی با اعتمادبه‌نفس کافی است».

۲. نقد ارزش‌گذاری عددی

یکی از مفاهیم کلیدی کتاب، نقد «ارزش‌گذاری عددی» انسان‌هاست. کیم سوهیون می‌گوید: «ارزش واقعی با اعداد سنجیده نمی‌شود. اگر می‌خواهی بی‌نظیر باشی نه برتر، باید اعداد را از زندگی‌ات حذف کنی».

او با مثال‌های ملموس نشان می‌دهد که «آی‌کیو نمی‌تواند خرد را اندازه بگیرد، تعداد دوستان نمی‌تواند عمق رابطه را اثبات کند، اندازه آپارتمان تضمین‌کننده روابط خانوادگی هماهنگ نیست، و درآمد خالص نمی‌تواند شخصیت کسی را نشان دهد».

۳. پذیرش آسیب‌پذیری و ناقص بودن

کتاب به خواننده یادآوری می‌کند که هیچ‌کس زندگی بی‌نقصی ندارد: «ما همه دردی و نقصی داریم، و هیچ‌کس زندگی آسیب‌ندیده ندارد. حقیقتی که باید بدانی این است که هیچ‌کس زندگی کامل ندارد. گاهی این حقیقت می‌تواند ما را تسلی دهد» .

کیم سوهیون با صداقت درباره مشکلات خودش صحبت می‌کند و خواننده را تشویق می‌کند که در زمان سختی بگوید «سخت است» و کمک بخواهد .

۴. نقد ساختارهای اجتماعی

نویسنده فراتر از توصیه‌های فردی، به نقد ساختارهای اجتماعی نیز می‌پردازد. او می‌نویسد: «جامعه‌ای که از مردم عادی بدهکار می‌سازد، جامعه بیمار است» .

او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که «بزرگ‌ترین تراژدی سرمایه‌داری این است که استعدادهایی را که نمی‌توان به پول تبدیل کرد، بی‌ارزش می‌داند» .

۵. ابزارهای عملی برای تغییر

در سراسر کتاب، کیم سوهیون توصیه‌های عملی و قابل پیاده‌سازی ارائه می‌دهد، از جمله:

 با کسانی که با تو خوب نیستند، خوب نباش
 به‌یاد داشته باش هیچ‌کس زندگی کامل ندارد
 تحت تأثیر حرف دیگران قرار نگیر
 گاهی لطیفه‌های خنک بگو
 برای کنار آمدن با همه خیلی تلاش نکن

جملات برگزیده از کتاب

- «حتی اگر در این جهان چیزی جز گردی کوچک نباشیم، می‌توانیم بر این پوچی غلبه کنیم و کرامت خود را حفظ کنیم. فارغ از اینکه دنیا چه چیزی را پیروزی و شکست می‌داند، می‌خواهم به آن زندگی افتخار کنم.» 

- «آیا امروز را از دست نمی‌دهیم چون در افکارمان درباره آینده گرفتار شده‌ایم؟» 

- «بهترین راه برای درمان زخم، تلاش مداوم روزانه برای التیام است. راه دیگری وجود ندارد.» 

- «ما تمایل داریم زندگی کنیم تا استانداردهای جامعه و والدینمان را برآورده کنیم، نه فلسفه و روش زندگی خودمان را.» 

- «آرامش در زندگی با حذف عدم قطعیت‌ها به دست نمی‌آید، بلکه با رویارویی با آنها به دست می‌آید.» 

جمع‌بندی

کتاب «تصمیم گرفتم خودم باشم» فراتر از یک کتاب خودیاری ساده است. کیم سوهیون با ترکیب هوشمندانه تجربیات شخصی، پژوهش‌های روانشناختی، نقد اجتماعی و تصاویر جذاب، اثری خلق کرده که هم دلگرم‌کننده است و هم عمیق. او به خواننده یادآوری می‌کند که ارزش واقعی انسان با اعداد سنجیده نمی‌شود، زندگی کامل وجود ندارد، و مهم‌ترین چیزی که باید به آن احترام گذاشت، خودمان هستیم.

این کتاب به ویژه برای کسانی که در تله مقایسه اجتماعی و کمال‌گرایی گرفتار شده‌اند، می‌تواند تجربه‌ای دگرگون‌کننده باشد. همانطور که خود نویسنده می‌گوید: «ما نیازی نداریم چیز دیگری جز خودمان باشیم».

فهرست کتاب

کتاب از چندین فصل تشکیل شده و هر فصل شامل نوشته‌های تأمل برانگیز همراه با تصویرسازی‌های ساده و جذاب است. فهرست هر کدام از  فصل ها عبارتند از: 
1. فهرست کارهایی که باید انجام دهیم تا با حرمت نفس زندگی کنیم 
2. فهرست کارهایی که باید انجام دهیم تا خودمان باشیم
 3. فهرست کارهایی که باید انجام دهیم تا در دام اضطراب نیوفتیم 
4. فهرست کارهایی که باید انجام دهیم تا به خوبی کنار هم زندگی کنیم
 5. فهرست کارهایی که باید انجام دهیم تا زندگی بهتری داشته باشیم 
6. فهرست کارهایی که باید انجام دهیم تا زندگی خوب و پر معنایی داشته باشیم

درباره نویسنده کیم سو هیون

کیم سو هیون نویسنده، هنرمند و طراح اهل کره جنوبی است که آثارش در سبک مینی‌مال و خودشناسانه شهرت جهانی یافته‌اند. او ابتدا طرح‌های روزمره خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کرد و به مرور به یکی از چهره‌های تأثیرگذار حوزه‌ی «زندگی آگاهانه» تبدیل شد.
سبک نوشتاری‌اش ساده و تأمل‌برانگیز است؛ جملاتش از دل تجربه‌های شخصی جوانان امروز آمده است.

افتخارات کتاب

پرفروش میلیونی در کره، تایید شده توسط خواندن جونگ‌کوک از BTS  

مطالعه کتاب تصمیم گرفتم خودم باشم مناسب چه کسانی است؟

این کتاب برای گروه‌های زیر بسیار مناسب است:

 افرادی که با مقایسه خود با دیگران (به ویژه در شبکه‌های اجتماعی) دست‌وپنجه نرم می‌کنند
 کسانی که به دنبال افزایش اعتمادبه‌نفس و عزت نفس هستند
 خوانندگانی که از آثار نویسندگانی چون «می‌خواهم بمیرم اما می‌خواهم توکبوکی بخورم» لذت برده‌اند
 هر کس که احساس می‌کند برای راضی نگه داشتن دیگران زندگی می‌کند نه برای خودش
 طرفداران ادبیات کره‌ای و علاقه‌مندان به فرهنگ معاصر کره جنوبی

گزیده از کتاب تصمیم گرفتم خودم باشم

شادی هدف زندگی‌مان نباشد

در واقع، ریشه‌ی همه‌ی این مشکلات ارسطوست. ارسطو، که گفت هدف از زندگی شادمانی است، کم کم مردم به این فکر افتادند که هدف زندگی رسیدن به آرمان شهر یا همان احساس شادی است.
ولی آدم ها موجودات عاشق پیشه ای نیستند که فقط برای شاد بودن به دنیا آمده باشند. شش احساس اصلی انسان یعنی لذت، خشم، نفرت، ترس، غم و تعجب است. هیچ راهی نیست که فقط احساسات مثبت وجود داشته باشند.
این تفکر که هدف از زندگی شادی است توهمی بزرگ است. وقتی می پذیری که هدف از زندگی شادی است و طوری صحبت می کنی که انگار چیزی به اسم شادی مطلق وجود دارد، باعث می شود انسان های غمگین خودشان را بازنده بدانند. به همین دلیل، مردم نهایت تلاش خود را می کنند روی غم و افسردگی خود سرپوش بگذارند و باور کنند که باید غم خود را به هر دلیلی که باشد سرکوب کنند.
اما آیا این احساس غم و اندوه طبیعی نیست؟
حتی اگر کاخ ورسای، برای زیبایی کامل کاخ، همه ی توالت هایش را حذف کند، باز هم زندگی مستلزم این است که یواشکی در گوشه ای از قصر مدفوع کنی و گاهی هم روی مدفوع دیگران لگد کنی. پس عیبی ندارد، اگر گهگداری افسرده و غمگین باشیم.
اگر لحظه های غم و اندوه را تجربه نکنی، از کجا می خواهی شادی را بشناسی؟
البته باید سخت کار کنیم که خوشبخت شویم و من از ته دل برای شما شادی و خوشبختی آرزو می کنم.
با این همه، اگر صد بار دیگر هم از من بپرسید، می گویم هدف زندگی نباید شادی و خوشبختی باشد، بلکه باید خود زندگی باشد.