0.0از 0

کتاب دیدن در تاریکی

خودمان را از میان احوال تیره مان ببینیم و بشناسیم

۳۱۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
دریافت کتاب
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
چاپی
صوتی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی و بررسی کتاب دیدن در تاریکی

کتاب دیدن در تاریکی نوشته ماریانا الساندری و ترجمه احسان سنایی اردکانی، اثری جسورانه در حوزه فلسفه و روان‌شناسی است که با نقد فرهنگ مثبت‌اندیشی افراطی، به خواننده می‌آموزد چگونه به جای فرار از رنج‌ها، با پذیرش صادقانه احوال تیره و هیجان‌های ناخوشایند، به درک عمیق‌تری از خود و معنای زندگی دست یابد. الساندری اعتقاد دارد به جای فرار، فراموشی یا فکر نکردن به غم‌ها و رنج‌ها باید در تاریکی ایستاد و از دل رنج‌ها و سختی‌ها گوهر موفقیت را پیدا کرد.

این کتاب با بهره‌گیری از تمثیل‌های فلسفی، به‌ویژه تمثیل غار افلاطون، نگاهی نو به مفاهیم ظلمت و نور می‌اندازد. نویسنده با زبانی صریح، استعاره‌های رایج «نور» به مثابه خیر و «تاریکی» به مثابه شر را به چالش می‌کشد. این اثر به شما کمک می‌کند تا در میان دشواری‌های وجودی، با خود واقعی‌تان آشتی کنید و دریابید که پذیرش تاریکی، نخستین گام برای دیدن نوری است که در درون شما نهفته است.

خلاصه داستان و محتوای کتاب دیدن در تاریکی

اثر حاضر با واکاوی دقیق حالات انسانی نظیر خشم، رنج، سوگواری، افسردگی و اضطراب، روایتی متفاوت از سلامت روان ارائه می‌دهد. نویسنده معتقد است که جامعه مدرن با تحمیل استعاره‌های «آفتابی» و اجبار به خوشحالی، ما را از مواجهه با حقیقت درونی‌مان بازداشته است. کتاب در پنج فصل اصلی، از تردید در نور آغاز شده و با بررسی هر یک از این حالات، راهکارهایی برای تمرین دیدن در تاریکی ارائه می‌دهد.

  • تردید در نور و نقد مثبت‌اندیشی
  • پذیرش حقیقت خشم و رنج
  • واکاوی سوگواری و افسردگی
  • شناخت اضطراب و آشتی با درونیات

ارزش خواندن و ویژگی‌های برجسته کتاب دیدن در تاریکی

این کتاب برای کسانی که از کلیشه‌های موفقیت و شادی‌های اجباری خسته شده‌اند، یک راهنمای کاربردی و تأمل‌برانگیز است. با مطالعه این اثر، ابزارهای ذهنی لازم برای مواجهه با واقعیت‌های تلخ زندگی را به دست می‌آورید و یاد می‌گیرید که چگونه در تاریکی‌های وجودتان، معنایی تازه خلق کنید.

گزیده کتاب دیدن در تاریکی

یک بار در پارک وقتی بچه توی بغلم داشت زار می‌زد، غریبه‌ای گفت اگر بفهمند به‌شان توجه می‌کنی بیشتر گریه می‌کنند. پس بهتر از اعتنا نکنی. یادم می‌آید در بچگی از این و آن حرف‌هایی می‌شنیدم درباره زانوی غم بغل گرفتن و جلب ترحم کردن. به گوشم می‌خورد که امثال این آدم به بچه‌هایشان می‌گویند همینه که هست، غرغر هم نکن. بچه‌هایی که از این‌جور حرف‌ها می‌شنیدند با این تصور بزرگ می‌شدند که کسی نمی‌خواهد بداند دردشان چیست یا گریه‌شان را ببیند.

بزرگ شدن در دنیایی چنین سرد احتمالاً یکی از دلایل بی‌میلی ما به ابراز دردهای جسمی، روحی یا روانی‌مان است. در آمریکا افزایش موارد ابتلا به افسردگی آن‌قدر برای جامعه‌ی روان‌پزشکی نگران‌کننده بوده که سایر احوالات بغرنج روحی مثل غم شدید را نادیده گرفته‌اند. آنها می‌گویند غم پدیده‌ای عینی است و ارزش مطالعه دارد. اما وقتی آن را بررسی می‌کنند، معلوم می‌شود که این پدیده به لحاظ نظری و زبان‌شناختی دم به تله نمی‌دهد. غم به جز مؤلفه‌های جسمی، مؤلفه‌های روحی و روانی هم دارد.

غم و درد بیشتر اوقات با یکدیگر مترادف‌اند، ولی نه همیشه. در کل، احوالات گنگ و مبهم موجب ساده‌انگاری افراد می‌شوند. خواننده‌هایی که تازه این فصل را شروع کرده‌اند، فصلی که مضمون کلی‌اش درد است، مدام می‌پرسند: «اما مگر اینجا از نگرانی حرف نمی‌زنی؟ منظورت درد جسمی نیست؟ این همان غم نیست؟»

خرید و دانلود کتاب دیدن در تاریکی

این اثر به‌صورت «چاپی و صوتی» در دسترس است و می‌توانید آن را از طریق اپلیکیشن فراکتاب خریداری و دانلود کنید.