4.5از 5

کتاب به قلبش اشاره کرد

روایت داستانی از زندگی حضرت خدیجه(س)

۵۵٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب به قلبش اشاره کرد به قلم حبیبه آقایی پور، روایت داستانی از زندگی حضرت خدیجه(‌س) است و شما را همراه لحظه‌های عاشقانه‌ی این بانو با رسول خدا(ص) می‌کند. این کتاب را انتشارات شهید کاظمی منتشر کرده است.

معرفی کتاب به قلبش اشاره کرد

کتاب به قلبش اشاره کرد، روایت داستانی از زندگی حضرت خدیجه(‌س) است. داستان روان و جذابی که براساس روایات و مستندات تاریخی نوشته شده و شما را همراه لحظه‌های عاشقانه‌ی این بانو با رسول خدا(ص) می‌کند. در جریان این داستان قرار است پرده از راز مهم و بزرگی برداشته شود که ملکه‌ی بطحا را به چنین مقام بزرگی رساند. آنقدر که جبرئیل به او سلام رساند و خدا نزد ملائکش به او مباهات کرد. این اثر بر اساس روایات و مستندات تاریخی به رشته تحریر درآمده است.

حبیبه آقایی پور

نویسنده کتاب، خانم حبیبه آقایی پور که دانش‌آموخته مشاوره از دانشگاه تهران است، درباره انگیزه خود از نگارش این کتاب می‌گوید: «روی بحث قهرمان کودک مدتی کار کرده بودم و خلأ معرفی قهرمانان حقیقی زن بین دختران نوجوان را به شدت احساس کرده بودم. زندگی حضرت خدیجه پر از نکته و جذابیت برای دختر امروزی است و می‌تواند الگوی کاملی از یک بانوی فعال اجتماعی، یک همسر موفق و یک مادر نمونه باشد».

دانلود کتاب به قلبش اشاره کرد

نسخه الکترونیک این کتاب با استفاده از فایل کتاب به قلبش اشاره کرد pdf و epub تولید و عرضه شده است. با خرید نسخه الکترونیک امکان دانلود هر دو قالب را در نرم افزار خواهید داشت.

خلاصه کتاب به قلبش اشاره کرد

۱. کودکی در عصر جاهلیت

داستان از کودکی خدیجه (س) در مکه آغاز می‌شود. او در خانواده‌ای ثروتمند و اصیل به نام «بنی‌اسد» چشم به جهان می‌گشاید. پدرش «خویلد» مردی تاجر و ثروتمند است و خدیجه از کودکی با تجارت و کاروان‌های تجاری آشنا می‌شود.

یکی از تأثیرگذارترین صحنه‌های کودکی او، روزی است که صدای ناله‌های همسایه‌شان «ام‌ربیع» را می‌شنود؛ همسایه‌ای که شوهرش، سومین نوزاد دخترش را هم مانند دو دختر قبلی زنده‌به‌گور کرده بود. پدرش در آن روز به او رازی می‌گوید: در این عصر تاریک و وحشتناک که دختران را زنده به گور می‌کنند، آدم‌های یکتاپرستی مانند او به امید یک اتفاق بزرگ زندگی می‌کنند: آمدن آخرین پیامبر خدا.

این امید، چنان در دل خدیجه جوانه می‌زند که تا سال‌ها بعد، انگیزه اصلی زندگی‌اش می‌شود.

۲. اکسیر نیت؛ راز موفقیت

خدیجه (س) پس از مرگ پدر، تجارت را با میراثی که از او به جا مانده بود آغاز می‌کند. او فوت و فن تجارت را از پدر آموخته بود، اما مهم‌تر از آن، «اکسیر نیت» او بود. نیتی که جز خوشحالی خدا چیز دیگری نبود و این که روزی به درد پیامبرش بخورد.

این نیت خالصانه باعث می‌شود که خدیجه (س) به ثروتمندترین زن مکه، بلکه ثروتمندترین فرد این شهر تبدیل شود و صاحب هشت هزار شتر و گله‌های بزرگ اسب و گوسفند گردد.

۳. آشنایی با محمدامین (ص)

خدیجه (س) با شنیدن امانت‌داری و صداقت محمد (ص)، تصمیم می‌گیرد سرمایه خود را برای تجارت به او بسپارد. او «میسره» را به عنوان همراه و دستیار با محمد (ص) به سفری تجاری به شام می‌فرستد. این سفر با سودآوری فوق‌العاده همراه می‌شود و میسره از اخلاق و رفتار نیکوی محمد (ص) برای خدیجه تعریف می‌کند.

۴. خواستگاری و ازدواج

عشق و علاقه خدیجه به محمد (ص) روز به روز بیشتر می‌شود. سرانجام او واسطه‌ای را نزد محمد (ص) می‌فرستد و خود خواستگاری می‌کند. یکی از زیباترین صحنه‌های کتاب، لحظه ازدواج این دو بزرگوار است:

«زن‌ها یکی‌یکی مرا در آغوش گرفتند و تبریک گفتند. صدای کِل کشیدن و هلهله بلند بود. صفیه در حالی که برای محمد شعر می‌خواند او را به این سوی پرده آورد. عطر او همه جا را گرفت و بوی عود و گلاب گم شد. امین لحظه‌ای سر بلند کرد و نگاهم کرد. با چشمانی که می‌خندید و نگاهی که دریایی از عشق به قلبم می‌ریخت.
همه عمر در انتظار چنین لحظه‌ای بودم. آرام و به نجوا گفتم: حالا دیگر خانه‌ام خانه توست و من کنیزت یا محمد...
با حیایی شیرین سر به زیر انداخت و «به قلبش اشاره کرد»: کنیز؟ شما بانوی این خانه‌اید...
اشک شوق از گوشه چشمانم سر خورد. خوشبخت‌ترین زن عالم بودم که بانوی قلب محمد می‌شدم».

۵. سال‌های پربرکت زندگی مشترک

پس از ازدواج، خدیجه (س) تمام ثروت خود را در اختیار پیامبر (ص) قرار می‌دهد و حامی بزرگ اسلام در سال‌های سخت آغازین می‌شود. او هفت فرزند از پیامبر (ص) به دنیا می‌آورد که تنها حضرت فاطمه (س) از میان آنها باقی می‌ماند.

عشق و احترام میان این دو زوج، زبانزد خاص و عام است. در یکی از صحنه‌های کتاب، خدیجه (س) برای بردن غذا برای پیامبر (ص) راهی جبل‌النور می‌شود تا به غار حرا برسد. پیامبر در دهانه غار منتظر می‌ایستد و وقتی خدیجه دلیل را می‌پرسد، می‌گوید: «ایستاده‌ام تا جلوی تیزی آفتابی که دارد می‌رود را بگیرم. نکند که داغی‌اش بانوی دلم را اذیت کند».

۶. راز محبت بی‌پایان

خدیجه (س) راز افزایش روزافزون محبت میان خود و پیامبر (ص) را چنین توضیح می‌دهد:

«من محمد را از جانم بیشتر دوست دارم. اما خودش هم می‌داند که خدایش را بیش از او دوست دارم. و محمد به من مهر عجیبی دارد و خوب می‌دانم که خدایم را پیشتر و بیشتر از من عاشق است. و هر زمان دو نفر محبوب واحدی داشته باشند، مهرشان به هم آن به آن زیادتر می‌شود. و چه محبوبی بهتر از خدای مهربان که صاحب دل‌هاست؟».

۷. سال‌های پایانی و شهادت

سال دهم بعثت، «عام‌الحزن» (سال اندوه) نامیده می‌شود. در این سال، حضرت خدیجه (س) پس از مدتها تحمل سختی‌های محاصره اقتصادی در شعب ابی‌طالب، دار فانی را وداع می‌گوید. پیامبر (ص) بسیار اندوهگین می‌شود و خدیجه (س) را در قبرستان معلاة به خاک می‌سپارد.

یکی از صحنه‌های تأثیرگذار کتاب، لحظات پایانی زندگی خدیجه (س) است. هنگامی که تب او بالا می‌رود و زنان اطرافش نگران می‌شوند، حضرت فاطمه (س) ذکری را که پدرش آموخته بود، بر صورت مادر فوت می‌کند و تب خدیجه (س) فروکش می‌کند.

فهرست فصل‌های کتاب 

۱. از بزرگی که زندگی‌ام را عوض کرد
۲. باید خودم را آماده می‌کردم...
۳. نکند او راز من باشد؟
۴. خورشید و ماه توی خانه من؟
۵. به قلبش اشاره کرد...
۶. سختی‌ها با او آسان بود
۷. ملاقاتی در مهم‌ترین شب تاریخ
۸. به مهمانی آمدند، دشمن رفتند...
۹. دوستی‌های عمیق، دشمنی‌های شدید
۱۰. گران‌ترین سوغاتی همه عمرم بود
۱۱. شبی که بعد از چهل روز صبح شد
۱۲. میوه دلم بانوی دو عالم بود
۱۳. به خانه خودمان برگشتیم
۱۴. رفیق نیمه راه شدم
۱۵. او ولی رفاقت را تمام کرد

درون‌مایه‌ها و پیام‌های کتاب

یک. معرفی الگوی کامل زن مسلمان: کتاب زندگی حضرت خدیجه (س) را به عنوان الگویی از یک بانوی فعال اجتماعی، همسر موفق و مادر نمونه به مخاطب معرفی می‌کند.

دو. اکسیر نیت: یکی از مهم‌ترین مفاهیم کتاب، نقش نیت خالصانه در موفقیت‌های مادی و معنوی است. خدیجه (س) با نیت خدمت به دین خدا، به بالاترین درجات می‌رسد.

سه. عشق در سایه ایمان: کتاب نشان می‌دهد که عشق واقعی، عشقی است که در سایه محبت به خدا شکل می‌گیرد و هر دو طرف را به کمال نزدیک‌تر می‌کند.

چهار. امید به منجی: داستان با امید به آمدن آخرین پیامبر آغاز می‌شود و نشان می‌دهد که چگونه این امید، زندگی یک انسان را متحول می‌کند.

پنج. همدلی و همراهی: کتاب تصویری از همدلی و همراهی بی‌نظیر حضرت خدیجه (س) با پیامبر (ص) در سخت‌ترین روزهای تاریخ اسلام ارائه می‌دهد.

ویژگی‌های برجسته کتاب

یک. روایت اول شخص: داستان به صورت حدیث نفس و از زبان خود حضرت خدیجه (س) روایت می‌شود که حس همذات‌پنداری را برای مخاطب افزایش می‌دهد.

دو. زبان ساده و روان: متن کتاب با زبانی ساده، صمیمی و قابل فهم برای مخاطب نوجوان و جوان نوشته شده است.

سه. تصویرسازی سینمایی: نویسنده با توصیف لطیف و دقیق جزئیات، تصاویری سینمایی و ماندگار در ذهن مخاطب خلق می‌کند.

چهار. مستند بودن: روایت‌های کتاب بر اساس منابع تاریخی معتبر و روایات مستند تنظیم شده است.

پنج. نگاه امروزی به زندگی گذشته: نویسنده از پنجره یک زن امروزی با دلمشغولی‌ها و چالش‌هایش به زندگی حضرت خدیجه (س) نگاه کرده است.

مطالعه کتاب به قلبش اشاره کرد را به چه کسانی پیشنهادی می‌کنیم

این کتاب برای گروه‌های زیر بسیار مناسب است :

 نوجوانان و جوانان علاقه‌مند به آشنایی با شخصیت‌های تأثیرگذار تاریخ اسلام
 دختران نوجوانی که به دنبال الگوهای واقعی و دست‌یافتنی هستند
 زنانی که می‌خواهند از زندگی حضرت خدیجه (س) برای زندگی خود الهام بگیرند
 پژوهشگران حوزه تاریخ اسلام و سیره اهل بیت (ع)
 همه کسانی که به دنبال مطالعه‌ای شیرین، آموزنده و تأثیرگذار هستند

جمع‌بندی

کتاب «به قلبش اشاره کرد» اثری ارزشمند و خواندنی است که با نگاهی نو و زبانی شیوا، زندگی حضرت خدیجه (س) را برای مخاطب امروزی روایت می‌کند. حبیبه آقایی‌پور در این کتاب توانسته است از دل تاریخ، تصویری زنده و ملموس از بانویی خلق کند که نه فقط همسر پیامبر (ص)، که شخصیتی مستقل، تأثیرگذار و الهام‌بخش برای همه زنان و مردان در تمام اعصار است.

نام کتاب برگرفته از صحنه زیبای ازدواج این دو بزرگوار است؛ جایی که پیامبر (ص) در پاسخ به عبارت «من کنیزت یا محمد» خدیجه، با اشاره به قلب خود، مقام والای او را چنین توصیف می‌کند: «شما بانوی این خانه‌اید».

این کتاب پیشکش نویسنده است به صاحب و ساکن سامرا؛ چون دوست داشته کتاب مادرِ مادر عالم را به پدرِ پدر عالم تقدیم کند. مطالعه آن، تجربه‌ای است شیرین و ماندگار که مخاطب را با عمق محبت، ایمان و ایثار آشنا می‌سازد.

برشی از متن کتاب به قلبش اشاره کرد

فصل 7: ملاقاتی در مهم‌ترین شب تاریخ

هنوز نای چشم باز کردن ندارم اما صدای زمزمه ای را می شنوم. از درد هیچ خبری نیست. مگر می شود؟ نکند مرده باشم! آرام چشم باز می کنم. زهراست. که صورتش را جلو آورده و دارد ذکری را به صورتم فوت می کند. نگاهمان که به هم گره می خورد چشم هایش برق می زند:
-    ام ایمن! حبیبه بانو! بیاید که مادرم چشمانش را باز کرد
آنها دوان دوان می آیند. زهرا صورتش را به صورتم می چسباند:
-    خدا را شکر خدا را شکر... 
ام ایمن کنارم می نشیند. دست روی پیشانی ام می گذارد و با تعجب رو به حبیبه می گوید:
-    واقعا تب بانو بی هیچ دارو و دم کرده ای افتاده
زهرا دستانم را می گیرد و می بوسد:
-    چه دارویی بهتر از آنچه پدرم یادمان داد؟
ام ایمن سنگ ریزه هایی که کنار بسترم افتاده را بر میدارد. تسبیح صد گره ای که خودم با نخ پشمین درست کرده بودم را نشانم می دهد.

خرید کتاب به قلبش اشاره کرد

نسخه چاپی این کتاب از طریق سایت یا نرم افزارهای فراکتاب خریداری کنید.

دانلود کتاب به قلبش اشاره کرد