0.0از 0

کتاب من به مردم شلیک نمی کنم

۵۰٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

کتاب من به مردم شلیک نمی کنم، اثر حمید داودآبادی؛ به روایت خاطراتی از زندگی شهید «قاسم دهقان» بزرگوار پرداخته است. این کتاب را انتشارات شهید کاظمی منتشر کرده است.

معرفی کتاب من به مردم شلیک نمی کنم

«قاسم دهقان»، همچون دو هم‌خدمتی‌اش «محمد محمدی خُلص» و «علی غفوری»، جوانانی انقلابی بودند که برحسب اتفاق، در ارتش شاهنشاهی خدمت می‌کردند. قاسم به‌خاطر مهارتش در تیراندازی، جذب «گارد جاویدان» شد. گارد شاهنشاهی او را که در بین نیروهای نظامی بالاترین رتبه آورده بود، برای مسابقه تیراندازی کشورهای عضو پیمان نظامی «سنتو»، به کشور الجزایر اعزام کرد.

قاسم موفق می‌شود در بین شرکت‌کنندگان، بالاترین امتیاز را بیاورد و قهرمانی تیراندازی ارتش‌های پیمان سنتو را به نام خودش ثبت کند. بازگشت او از الجزایر، مصادف شد با فاجعه‌ی 17 شهریور 1357.
جمعۀ سیاه 17 شهریور 1357، هنگامی که فرماندۀ یگان، به سربازان دستور شلیک به طرف مردمی که به جنایات شاه اعتراض داشتند، صادر کرد، قاسم و محمد و علی، شوکه شدند.

سرانجام تصمیم گرفتند برای این‏که به طرف مردم شلیک نکنند، فرار کنند. فرار همان و محاصره توسط نیروهای ساواک و حمله و شلیک و مجروحیت و دادگاه و شکنجه، همان. ماجرا تازه از همین نقطه شروع می‌شود. کتاب من به مردم شلیک نمی‌کنم، اثر حمید داودآبادی؛ به روایت خاطراتی از زندگی این شهید بزرگوار پرداخته است.

دانلود کتاب من به مردم شلیک نمی کنم

نسخه الکترونیک این کتاب با استفاده از فایل epub تولید شده است که نسبت به فایل کتاب من به مردم شلیک نمی کنم pdf امکانات بیشتری را در اختیار شما قرار می‌دهد. این کتاب الکترونیک را در نرم افزار فراکتاب برای مدت کوتاهی رایگان دانلود کنید و محتوای کتاب و امکانات نرم افزار را بررسی کنید.

خلاصه کتاب من به مردم شلیک نمی‌کنم

ژانر این کتاب زندگینامه داستانی، خاطره، دفاع مقدس است. موضوع کتاب روایت زندگی شهید قاسم دهقان، افسر گارد جاویدان شاهنشاهی که در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ از شلیک به مردم خودداری کرد. 

کتاب من به مردم شلیک نمی‌کنم نوشته حمید داوودآبادی، روایتی مستند و تأثیرگذار از زندگی شهید قاسم دهقان است؛ سربازی انقلابی که در ارتش شاهنشاهی خدمت می‌کرد، اما در روز جمعه خونین ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ حاضر نشد به مردم شلیک کند.

این کتاب هم‌زمان با سالروز ۱۷ شهریور و مصادف با سالگرد شهادت این شهید بزرگوار، توسط نشر شهید کاظمی منتشر و راهی بازار نشر شد. این اثر در ۱۳۲ صفحه با شمارگان هزار نسخه به چاپ رسیده است.

شخصیت‌های اصلی

قاسم دهقان: شخصیت اصلی داستان، افسر گارد جاویدان، قهرمان تیراندازی مسابقات سنتو، از فرماندهان گردان در لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص).

محمد محمدی‌مخلص: دوست و هم‌قطار قاسم که در درگیری با ساواک به شهادت رسید.

علی غفوری: دوست دیگر قاسم که در درگیری مجروح و دستگیر شد.

حاج احمد متوسلیان: فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) که قاسم به او پیوست.

جمع‌بندی

کتاب «من به مردم شلیک نمی‌کنم» روایت زندگی شگفت‌انگیز مردی است که از قهرمانی در مسابقات تیراندازی بین‌المللی تا شجاعت در سرپیچی از فرمان شلیک به مردم، از حضور در خطوط مقدم دفاع مقدس تا شهادت در صحنه فیلمبرداری، سراسر عمرش را به پای آرمان‌هایش گذاشت.

قاسم دهقان نمونه‌ای از انسان‌هایی است که در لحظه انتخاب، جانب انسانیت و حقیقت را گرفتند و حاضر نشدند ابزار ظلم شوند. این کتاب نه فقط یک زندگینامه، که روایت شجاعت، وجدان بیدار و مقاومت در برابر ظلم است.

 فهرست کتاب

زندگی‌نامۀ قاسم، روز واقعه، به گزارش ساواک، قاسم در جنگ، تفحص شهدا، خاطرات و خطرات، شهادت قاسم، دست‌نوشته‌های قاسم، مقالات، پی‌نوشت‌ها، تصاویر

خلاصه داستان زندگی شهید قاسم دهقان

۱. از گارد شاهنشاهی تا قهرمانی در سنتو

قاسم دهقان، جوانی انقلابی بود که برحسب اتفاق در ارتش شاهنشاهی خدمت می‌کرد. او به‌خاطر مهارت بالایش در تیراندازی، جذب گارد جاویدان شد؛ واحد ویژه و نخبه ارتش شاهنشاهی. گارد او را که در بین نیروهای نظامی بالاترین رتبه را آورده بود، برای مسابقه تیراندازی کشورهای عضو پیمان نظامی سنتو به کشور الجزایر اعزام کرد. قاسم در این مسابقات موفق شد در بین شرکت‌کنندگان، بالاترین امتیاز را کسب کند و قهرمانی تیراندازی ارتش‌های پیمان سنتو را به نام خود ثبت کند.

۲. ۱۷ شهریور ۱۳۵۷؛ روز تصمیم بزرگ

بازگشت او از الجزایر، مصادف شد با فاجعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷. ساعت ۶ صبح، رادیو اعلام کرد که به دستور شخص شاه، در برخی شهرها از جمله تهران، حکومت نظامی برقرار است و هر کس به خیابان بیاید، به سمت او گلوله شلیک خواهد شد.

قاسم دهقان و دو تن از دوستانش (محمد محمدی‌مخلص و علی غفوری) که مذهبی و جزو همان مردم بودند، تصمیم گرفتند به‌هیچ‌وجه به مردم شلیک نکنند و از صف ارتشیان شاه جدا شوند. آنها اسلحه‌های خود را برداشته و در کوچه‌پس‌کوچه‌های نظام‌آباد متواری شدند. مردم که با دیدن سه ارتشی اسلحه‌به‌دست ترسیده بودند، شروع به فرار کردند. به همین دلیل، هر سه نیروی گارد ضمن دویدن، اسلحه‌های خود را بالا گرفته و شعار «درود بر خمینی» سر دادند.

۳. تعقیب و گریز و درگیری با ساواک

خبر فرار چند نیروی گارد جاویدان برای حکومت یک فاجعه محسوب می‌شد. حفاظت اطلاعات ارتش و ساواک وارد عمل شدند تا فراریان را شناسایی و دستگیر کنند. این سه سرباز تصمیم گرفتند خود را به بیرون تهران برسانند. شب را به منزل پدری قاسم رفتند و بنا را بر این گذاشتند که صبح با تاکسی به کرج بروند.

آن‌ها وصیت‌نامه‌های خود را نوشتند و قول و قرار گذاشتند اگر کسی از آنها شهید شد، نفرات باقی‌مانده به انقلاب کمک کنند. پس از اقامه نماز صبح، در حالی که منتظر تاکسی بودند، ساواک منزل را محاصره و تیراندازی را آغاز کرد. نیروهای مخصوص تیپ نوهد موفق شدند خود را به پشت بامی که قاسم سنگر گرفته بود برسانند و او را به گلوله ببندند.

۴. شهادت و مجروحیت

با اصابت ۲ گلوله به پای قاسم دهقان، او خود را به حیاط و سپس به آب‌انبار منزل در زیرزمین انداخت. دوست دیگرش، محمد محمدی، مورد اصابت گلوله از ناحیه سینه قرار گرفت و به شهادت رسید. دوست دیگر، غفوری، از ناحیه دست و سر مورد اصابت قرار گرفت و به حالت اغما رفت. نیروهای مهاجم چند نارنجک به حیاط خانه پرتاب کردند که انفجارشان موجب زخمی شدن اهالی منزل و اصابت ترکش به کنار چشم مادر قاسم شد.

۵. زندان و محاکمه

با دستگیری این سه سرباز (که یکی شهید شده بود)، قاسم دهقان به زندان جمشیدیه منتقل شد. چهار ماه بعد، آنها را به دادگاه نظامی بردند و به حبس ابد محکوم کرده، به پادگان قصر و سپس به بند ۶ زندان قصر منتقل کردند. آن‌ها با پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن از زندان آزاد شدند.

۶. حضور در دفاع مقدس

پس از پیروزی انقلاب، قاسم دهقان ابتدا به عضویت کمیته انقلاب درآمد و با شروع جنگ تحمیلی، به سپاه پاسداران پیوست. با تأسیس تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) به فرماندهی حاج احمد متوسلیان، او نیز به حاج احمد پیوست و گردان ابوذر را راه‌اندازی کرد. در تمام لحظه‌های عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس حاضر بود و در فتح خرمشهر نیز شرکت داشت.

پس از فتح خرمشهر، همراه با نیروهای ایرانی به لبنان رفت و بازگشت. با شهادت احمد متوسلیان، فرماندهی لشکر ۲۷ به حاج محمدابراهیم همت واگذار شد و همت، فرماندهی گردان مالک اشتر را به قاسم دهقان سپرد.

۷. دو شگفتی در زندگی

زندگی قاسم دهقان دو بار با شگفتی مواجه شد:
 یک بار در سال ۱۳۶۲، دو روز مانده به مراسم عقدش، خبر شهادتش را دادند، اما مشخص شد که فقط از هوش رفته و ۶ ماه در کما بوده و دوباره به زندگی بازگشته است.
 پس از جنگ، شغل او مسافرکشی با تاکسی در تهران بود، اما از سال ۱۳۷۰ برای تفحص شهدای جنگ راهی منطقه فکه شد و محل شهادت و استقرار پیکر ۱۰۰ شهید را مشخص کرد.

۸. شهادت در صحنه فیلمبرداری

سال ۱۳۷۴، قاسم دهقان برای ایفای نقش فرمانده گردان در یک سریال تلویزیونی در نظر گرفته شد که قرار بود داستان گردان کمیل و شهدای مفقودش را روایت کند. ابراهیم کیهانی از اعضای گروه مستندسازی روایت فتح قصد ساخت این سریال را داشت.

روز سه‌شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۷۴، قاسم دهقان حین ایفای نقش واقعی خود در جنگ، به‌دلیل دو انفجار هم‌زمان جلوه‌های ویژه بصری در صحنه فیلمبرداری به شهادت رسید و پس از ۱۳ سال از ماجرای گردان کمیل، به دوستانش که زیر خاک‌های فکه مدفون شده بودند، پیوست.

یار وفادار سید مرتضی آوینی، مشابه خود او اما سه سال بعد، در ۱۷ شهریور ۱۳۷۴ روی مین رفت و به شهادت رسید.

مطالعه کتاب من به مردم شلیک نمی کنم مناسب چه کسانی است؟

این کتاب برای گروه‌های زیر بسیار مناسب است:

 علاقه‌مندان به خاطرات و زندگینامه‌های شهدا
 پژوهشگران حوزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
 افرادی که به روایت‌های مستند از روزهای انقلاب علاقه دارند
 همه آنان که به دنبال داستان‌های واقعی از شجاعت، ایثار و وفاداری به آرمان‌ها هستند
 نوجوانان و جوانانی که می‌خواهند با الگوهای واقعی مقاومت آشنا شوند

برشی از متن کتاب من به مردم شلیک نمی کنم

ساعت 6 صبح نشده بود که رادیو اعلام کرد: به دستور شخص شاه، در برخی شهرها از جمله تهران، حکومت نظامی برقرار است و هر کس به خیابان بیاید، به‌سمت او، گلوله‌ی جنگ شلیک خواهد شد.

قاسم دهقان و دو تن از دوستانش، که مذهبی و جزو همان مردم بودند، تصمیم گرفتند به‌هیچ‌وجه به مردم شلیک نکنند و از صف ارتشیان شاه جدا شوند.

دانلود کتاب من به مردم شلیک نمی کنم