

کتاب بلند پروازی را انتخاب کن pdf
هنر مدیریت تغییر در زندگی و کسب و کار
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب بلندپروازی را انتخاب کن
زندگی سرشار از طوفانها، آشفتگیها و چالشهاست؛ اما آنچه واقعاً اهمیت دارد این است که افراد در دل این آشفتگیها چگونه رفتار میکنند. آیا غرق میشوند، شنا میکنند یا دوام میآورند؟ پیام اصلی این نگاه به طوفانهای زندگی چنین است: آرام ماندن، به خود زمان دادن، تکیه بر روابط، گشوده بودن نسبت به درسها، مدیریت طرز فکر برای حفظ انگیزه و اوج گرفتن فراتر از شرایط موجود.
این طوفانها میتوانند حرفهای باشند؛ مانند استعفای بزرگ، تورم، یک همهگیری، ادغامی که به تعدیل نیرو منجر میشود یا ورشکستگی. همچنین ممکن است ماهیتی شخصی داشته باشند؛ مانند طلاق، یک تشخیص پزشکی یا از دست دادن عزیزان. حتی گاهی طوفانها کاملاً واقعیاند؛ نظیر سیل، آتشسوزی، گردباد یا توفانهای سهمگین. چه این طوفانها ناخواسته به سراغ افراد بیایند و چه خودشان وارد آنها شوند، این انتخاب با آنهاست که اجازه دهند این رویدادها مسیر آینده زندگیشان را تعریف کنند یا نه.
کتاب بلندپروازی را انتخاب کن که با الهام از تجربه عبور از توفان «ایان» در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۲ نوشته شده است، راهنمایی برای اوج گرفتن بر فراز طوفانهای زندگی است تا افراد بتوانند در سوی دیگر این بحرانها قویتر ظاهر شوند. افزون بر نشان دادن راههای غلبه بر مشکلات و تبدیل شدن به بهترین نسخه از خود، مجموعهای از راهبردها، ابزارها و تکنیکها را ارائه میدهد که به شکوفایی در زندگی حرفهای و شخصی کمک میکند.
اثر حاضر با استقبال گسترده در میان خوانندگان حوزه توسعه فردی مواجه شده و در فهرست آثار منتخب انجمن سخنرانان حرفه ای ایالات متحده قرار گرفته است. اگر در جست وجوی راهی برای بازیابی انگیزه و یافتن معنا در میانه ی آشوبهای زندگی هستید این کتاب میتواند همراهی صادق و الهام بخش برایتان باشد.
گزیده کتاب بلندپروازی را انتخاب کن
کسی که در یک خانواده ناپایدار بزرگ میشود، حتی اگر خواهران و برادران زیادی داشته باشد، ممکن است همچنان احساس تنهایی کند. طوفانهای دوران کودکی من، سوءاستفاده، طردشدن، کمبود غذا و بیخانمانی آنچنان شدید و وحشتناک بودند که سعی میکردم هر طور که شده آنها را از چشم دیگران پنهان کنم. یادم میآید که من، مادرم و هفت خواهرم در یک ماشین زندگی میکردیم که به آن «اومنی» میگفتیم. نمیتوانستم مرتب به مدرسه بروم و وقتی هم که میرفتم، تنها آرزویم این بود که هیچکس از من درباره لباسهای کثیفی که هر روز میپوشیدم سؤالی نپرسد. احساس شرمندگی میتواند باعث انزوا شود. در کودکی، بهخاطر اینکه همیشه سعی میکردم مشکلاتم را از دیگران مخفی کنم، به این نتیجه رسیدم که تنها کسی که میتوانم به او تکیه کنم، خودم هستم.