0.0از 0

کتاب آرزوی راضیه pdf

خاطرات شهیده راضیه کشاورز

۹۰٬۰۰۰
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
خرید
40٪ تخفیف با کد «Faraketab» در اولین خرید
الکترونیکی
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب آرزوی راضیه 

وقتی از شهید حرف می‌زنیم، معمولاً تصویر مردی رشید و جوان در ذهنمان می‌آید؛ اما گاهی قهرمان قصه، یک دختر ۱۶ ساله است؛ دختری که با لبخند و آرزوهایش، جاودانه می‌شود. کتاب آرزوی راضیه روایتی است از زندگی و خاطرات شهیده راضیه کشاورز؛ دختر نوجوانی از شیراز، با دلِ پر از ایمان و رویا. او دختری بود ورزشکار، درس‌خوان، اهل قرآن و پر از شور زندگی. اما مسیرش در فروردین ۱۳۸۷ با انفجار بمب تروریستی در حسینیۀ رهپویان وصال، به آسمان ختم شد. در صفحات این کتاب، راضیه فقط یک نام نیست؛ نمادی است از پاکی دخترانه، از رویاهای ناتمام و از نسلی که حتی در نوجوانی، قهرمان شد.

گزیده کتاب آرزوی راضیه 

«مقدمه فَنا، فِنا است. انسان خودش رو فراموش کنه در پیشگاه دوست و یار. فِنا یعنی به خاک افتادن.»

همین‌طور که گوشم را به این سخنان سپرده بودم، کتاب زیستم را از کیف درآوردم. روی پایم قرارش دادم و جلدش را باز کردم. تاریخ امتحان ۲۴فروردین در صفحه اول، وادارم کرد تا صفحه‌های بعد را هم ورق بزنم. دستم را روی عکس امام خمینی و دست‌خط خودم کشیدم که زیر عکس نوشته بودم: «عالم محضر خداست. در محضر خدا معصیت نکنید». هنوز گوشم به سخنرانی بود.

«فِنا یعنی به درگاه الوهیت افتادن. هر آدمی که اهل فَنا باشه، هیچ ابایی نداره که امشب شب آخر عمرش باشه. برای چی؟ برای اینکه کل دنیا رو فانی می‌بینه. آیه شریفه قرآن، این رو همه بلدین: ((کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ)).»

کتاب را بستم و تمام نگاهم را به معراج دادم. آن‌قدر هوای امام زمانم را کرده بودم که حال خودم را نمی‌فهمیدم. باید دلم را با نوشتن، تسکین می‌دادم. مداد و برگه‌ای از کیفم درآوردم.

«کاشکی هیچ‌وقت حضور آقا را ندیده نگیریم و از محضرش غایب نشویم، چراکه غیبت از ماست و حضور او همیشگی است.»

مداحی هم عجیب با دلم جفت‌وجور شده بود.

«بی تو ای صاحب زمان بی‌قرارم هر زمان/ از غم هجر تو من دل‌خسته‌ام/ همچو مرغی بال‌وپر بشکسته‌ام.»

پیشانی‌ام سجده می‌خواست. تا سینه‌زنی شروع شد، خود را به قالی حسینیه دخیل زدم. لحظات آخر بود. پدر و مادرم با همه زحماتشان در ذهنم گذر کردند. همیشه می‌خواستم لبخند به لبانشان بنشانم. حالا هم که بهترین لحظه زندگی‌ام بود، باید آن‌ها را شریک شادی خود می‌کردم.

«خدایا، خیلی چسبید. ثواب امشب رو برای مامان و بابام بنویس.»

خرید و دانلود کتاب آرزوی راضیه

شما می‌توانید کتاب «آرزوی راضیه» را که انتشارات شهید کاظمی منتشر کرده است، در قالب PDF از نرم‌افزار فراکتاب تهیه نمایید و یا آن را به صورت آنلاین مطالعه کنید.