کتاب صوتی مهرش به جانم نشست
داستانی از مظلومیت مادران و زنان غزه
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب مهرش به جانم نشست
مهرش به جانم نشست «قد شغفها حباً» دومین اثر روایی نردین ابونَبعه، پس از رمان «ربّ إنی وضعتها أنثی» است. این رمان که در سال ۲۰۱۵ منتشر شده، روایتی ستودنی و بینظیر از عمق زندگی زنانی است که عاشق مبارزان فلسطینی شدهاند. خود عنوان «قد شغفها حباً» برگرفته از آیه ۳۰ سوره یوسف و اشاره به عمق عشقی دارد که به غشای قلب میرسد. سبک ابونَبعة با روایتی ساده، عمیق و گیرا توصیف میشود که رمانهایش را به آثاری بدل کرده است که خواننده را در خود غرق میکند.
بیآنکه اسامی اصلی ذکر شود، برای خواننده روشن است که دو مبارز اصلی داستان عبارتند از:
- یوسف (محمد ضیف): فرماندهٔ کل کتائب عزالدین قسّام. رمان او را مردی توصیف میکند که عملیات جنگی را از درون قبر خود مدیریت میکند؛ شیخی که مرموزترین، محتاطترین، ماهرترین و خطرناکترین چهره است. محمد ضیف با وجود اینکه در یک عملیات پاهایش را از دست داد و یک چشمش را نیز از دست داد و روی ویلچر مینشیند، راز بقا را حفظ کرده و در زیر زمین در غزه حرکت میکند. او یکی از کسانی است که رژیم صهیونیستی از دستگیری یا ترور او ناتوان است.
- یحیی (یحیی عیّاش): مبارز و مهندسی که به «المهندس» معروف بود و در سال ۱۹۹۶ به شهادت رسید. او به همراه محمد ضیف در توسعه کمربندهای انفجاری و عملیات ربودن و کشتن سربازان اسرائیلی نقش کلیدی داشت.
رمان در دو خط روایی موازی پیش میرود که گاه با یکدیگر تلاقی میکنند و به نظر میرسد دو رمان در یک رمان هستند. این دو خط توسط دو همسر روایت میشوند:
-
وداد عصفور (راوی اول): همسر یوسف/محمد ضیف. او خود را «امرأة الضوء» (زن نور) مینامد که راه را برای همسرش روشن میکند. او میداند که با ازدواج با یک مبارز تحت تعقیب، دارد «قرارداد شهادت» خود را امضا میکند. وصیت او به مادرش این بود: «تماشا نکن که زمان شهادت شوهرم چگونه با گریه و زاری میگذرد.»
-
هیام (راوی دوم): همسر یحیی عیّاش. او به همراه فرزند و مادرش از نابلس به غزه میرود تا به شوهرش بپیوندد.
داستان از جایی شروع میشود که یادداشتهای دستنوشت «هیام» که بیست سال از نگارش آن میگذرد، به دست «وداد» میافتد و او شروع به خواندن و نگارش این خاطرات میکند. هر بار که وداد فصلی از خاطرات خود را مینویسد، فصلی از دستنوشتههای هیام را دنبال میکند.
جوهره اصلی رمان نه مبارزان، بلکه زنان و همسران آنها هستند. «نردین أبونبعه» در این اثر، مقاومت را از زاویهای نادر روایت میکند؛ از درون، از زبان زنانی که سختترین نوع عشق را تجربه کردهاند: عاشق مردی بودن که همیشه در تعقیب است، مبارزی که هر لحظه ممکن است آخرین لحظه باشد.
اهداف نویسنده از این روایت:
-
شفافسازی ابعاد پنهان زندگی مبارزان: نشان دادن اینکه آنها نیز انسانهایی با احساسات، عشق و خانواده بودند.
-
تکریم جایگاه زنان مقاومت: به تصویر کشیدن صبر، استقامت، رازداری و عشقی که این زنان در سختترین شرایط ممکن از خود نشان دادند.
-
تضاد عشق و مرگ: روایت عشقی که نه در آرامش، بلکه در سایه همیشگی شهادت و فقدان شکل میگیرد.
گزیده کتاب مهرش به جانم نشست
مهرش در جانم نشست... اما من نبودم که به سراغ یوسف رفتم، پیراهنش را از پشت ندریدم، و به دوستانم کارد ندادم تا بگویم «بر آنها وارد شو!»
حالا در میان این غوغایی که یوسف در جانم به پا کرده ... در میان این نوای مهر و دلتنگی، از خود میپرسم: «آیا دیوانگی بود که عاشق مردی شوم که بزرگترین گناهش، تسبیح عشق به وطن بود؟» پس از گذشت این همه سال، در حالی که من و یوسف گرد کعبهی عشق طواف میکنیم و میان صفا و مروت میدویم، هنوز حرف مادرم را به یاد دارم که نظرش را دربارۀ کسی که به همسری برمیگزینم، اینگونه بیان کرد. «جرعهای از دست شیر، بهتر از جام از دست نامرد.» آن روز، در این کلمات درنگ کردم! منظورش از «شیر» که بود؟ و چرا فقط جرعهای و نه تمام او؟ یا شاید شیر کسی است که تا تمام خودت را به او ندهی، بخشی از خودش را به تو نمیدهد! در غزه، کدام شیر را مادرم برای همسری من میخواست؟»
خرید و دانلود کتاب مهرش به جانم نشست
این کتاب صوتی، از روی متن کتاب «مهرش به جانم نشست» (نشر ضامن آهو با ترجمه احمد بانپور) تولید شده است. شما میتوانید نسخه صوتی این کتاب را از نرمافزار یا سایت فراکتاب دریافت کنید.
