نظر شما چیست؟
چند دانشجوی دختر و پسر که از نخبگان برنامه نویسی و اینترنت هستند شروع می کنند به هک کردن برخی سایت ها. در این بین با ترفندی حساب شده جذب سیستم جاسوسی آمریکا می شوند. ماموریت شان جاسوسی از مراکز مهم و حساس کشور است که به ناگاه...

بالاخره با هر زوری که بود، پروانه حاضر شد و به همراه مهشید به دانشگاه رفتند. تقریباً دو ساعت اوّل را پروانه خواب بود. به قول خودش استاد را چهارتا و تابلو را دوتا می دید. ظهر شد و بعد از صرف غذا، جلوی غذاخوری پسرها را دیدند. رامین دستش را جلوی دهانش گرفته بود و با خلال چوبی نازکی، مشغول تمیزکردن دندان هایش بود که چشمش به دخترها افتاد و بلافاصله گفت: نیاین جلو، یالله بگین، حریم شخصی ما رو نشکنین! پروانه جلو آمد و با کیفش محکم به زانوی رامین کوبید.

رنگ رامین زرد شد. بعد از چند ثانیه از درد زانو، به قرمز تغییر رنگ داد. احسان و مهشید هم از تعجّب داشت چشمانشان از حدقه بیرون می زد! پروانه سینه اش را سپر کرد و با لحنی طنزآمیز و گویشی مردانه گفت:

اینم بابت اهانتی که کردی تا یادت بمونه اسم مردم رو مسخره نکنی! خلال لای دندان رامین بود که دستش را روی زانو گذاشت و گفت: من؟ غلط بکنم! کی اهانت کردم که یادم نیست؟ چرا می زنی ناتاشا؟. . .
صفحات کتاب :
160
کنگره :
‏‫‭PIR8357‬‬
دیویی :
‏‫‭8‮فا‬3/62‬‬
کتابشناسی ملی :
7320797
شابک :
978-622-745908-1‬‬
سال نشر :
1399

کتاب های مشابه هک پلاس