امتیاز
5 / 0.0
نصب فراکتاب
مطالعه در کتابخوان
1,000
نظر شما چیست؟
شهید مهدی نظرفخاری، زادة روز پنجم اسفندماه سال 1338 در شهرستان ساوه، نخست معلم بود؛ تا این که به ضرورت شرکت در جنگ و دفاع از انقلاب اسلامی، جامه سبز پاسداری به تن آراست. او میان سال های 61 تا 63 فرماندة گردان پیادة ساوه و سپس معاون اطلاعات ـ عملیات لشکر 17علی بن ابی طالب علیه السلام شد. پس از آن، قائم مقام تدارکات و پشتیبانی این لشکر را پذیرفت سرآخر، در شب ولادت خودش، توی گیر و دار نبرد کربلای5 در محور عملیاتی منطقه شلمچه، به دیدار معشوق شتافت پیکر پاک اش، از آن روز در گلزار شهیدان امام زاده سیدعلی اصغر شهرستان ساوه، در خاک آرمیده است...
... بچه های گردان من، اگه از دست دشمن کشته نشن، از بی توجهی هموطن هاشون حتماً می میرن!
حاج مهدی جا خورد و آنی دست از کار کشید. «نکنه منظورش خود من و بچه های تدارکات باشه؟! ما که تا جایی که توی توان مون باشه و بالاتر از اندازة خواستة یگان های رزمی، به بچه های خط سرکشی می کنیم و غذا و مهمات بین شون تقسیم می کنیم و هیچ وقت بین شون فرقی نمی ذاریم.» خودمون گرسنه می مونیم اما راضی نمی شیم بچه های خط گرسنه بمونن؛ به خصوص الان که حمله است.»
حرف روشنی را به روی خودش نیاورد؛ اما آرام پرسید:
ـ نکنه من کار خطایی کردم؟
روشنی فریاد کشید:
ـ بله، خطا کردی! چرا به فکر بچه های گردان من نیستی؟
صفحات کتاب :
34

کتاب های مشابه ردپایی تا بهشت