0.0از 0

کتاب بچه های کارون

0
هنوز نظری ثبت نشده!
اولین نظر را شما بذارید
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب
اگر کسی می آمد و به سرم دست می کشید، حتما می توانست جای دو تا شاخ را پیدا کند. باور کردنی نبود. فرمانده که آن جور با اخم و تخم به همه دستور می داد، چنان به این یک ذره بچه - عبدل را می گوییم - احترام می گذاشت که باید بودی و می دیدی.